خاطرات
۴. بهشتی، خود عشق بود!
حسن شکیب زاده/ چند ماهی بود که پنج شنبه های هر هفته با همکارانم توی حزب جمهوری اسلامی قزوین، می رفتیم تهران، پای کلاس درس شناخت آیت الله دکتر بهشتی.
همه ی انتظارم توی هفته همین بود که ۵ شنبه بشه و پای صحبت های عاشقانه و عارفانه اش لذت ببرم.
او وقتی با آرامش تمام از عشق می گفت، انگار خود عشق است و وجودش سرشار از محبت.
۳. ولو شدم توی خیابون
حسن شکیب زاده/ صفحه بندی که تموم شد زدم بیرون، تنهای تنها بودم شاید هم ساعت ۴ یا ۵ صبح، تازه داشت هوا روشن می شد.
توی خیابان خیام که پیچیدم احساس کردم سرگیجه دارم، چشام سیاهی می رفت، خوب نمی دونم اما فکر می کنم یه ۲۰۰ متری رفتم، یادمه که لباس رفتگری که خیابونو رو جاروب می زد، نارنجی بود، اما وقتی چشام باز شد خانمی با لباس سفید بالای سرم بود.
۲. کودک انقلاب، اولین نشریه ی قزوین!
حسن شکیب زاده/ کودک انقلاب اولین نشریه ی کودکان بود که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی چند شماره ای در قزوین منتشر شد.
من بودم و چند نفری که بیشترشان بعدها در جریان جنگ تحمیلی به شهادت رسیدند.
آن روزها تصمیم داشتیم جایگذینی برای پیک دانش آموزی تهیه کرده و در اختیار دانش آموزان قرار دهیم.
Copyright © ۲۰۰۹ Shakibzade.com All rights reserved
E-mail : info@shakibzade.com - Power by:Ghasedak ICT | پنل اس ام اس