یادداشت روز
به بهانه چهلمین روز وداع،
او "نماد ایثار" بود
هشت سال دفاع مقدس و ده هزار شهید، جانباز و آزاده‌‌ی استان قزوین که همچون نگینی در ایران سربلند، می‌درخشند، مردی را در کنارش داشت که دغدغه‌ی نه تنها آن ده هزار اسوه‌های ایثار و مقاومت، که دغدغه‌ی همه‌ی مردم شهیدپرور این دیار را نیز در سر داشت و این دغدغه‌ها بود که همراهی، همدلی و همت بلندش را در جای جای رخدادهای دفاع مقدس، به رخ می‌کشید.
یادبود هفتمین روز وداع،
باید باریک‌بین بود!
حسن شکیب‌زاده: نسل سال‌های پس از انقلاب که نَه، نسل دهه‌های قبل از انقلاب هم آمده بودند، همه‌ی آنها که پدر را می‌شناختند، پدری که در حق همه‌ی فرزندانش پدری کرد و روز وداعش هم حق فرزندی ادا شد.
حکم امام جمعه‌‌ی پدر را که همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی در مسجد آقا سیدعلی خواندند، مسوولیتی بزرگ بر دوش مردی گذاشتند که صادرکننده‌ی حکم می‌دانست گُرده‌های نحیف او توانای کشیدن این بار سنگین را دارد.
و دست پدر، نیم قرن پس از آن بر سر مردم این دیار بود، مردمی که روز بدرقه‌اش آمده بودند تا در تاریخ به ثبت رسانند که قدردان مردان خدوم و زحمتکش‌شان هستند.
اینها رجائیند!
هشتم شهریور بود. روزی که با شهادت رجایی و باهنر عجین شده است و کدام ایرانی است که دلش برای ایران بتپد و نداند هشت شهریور بر سر ایران چه گذشت؟
رجایی اگر چه ده‌ها ویژگی داشت که هنوز هم هیچ قلم و قدمی نتوانسته است آنها را به تصویر بکشد، اما یک ویژگی او آنقدر صمیمی و دوست داشتنی است که حتی آنانی که در گروه مرفهین بی‌درد هم ثبت نام کرده‌اند، وقتی دست فروشی رجایی را به یاد می‌آورند سر تعظیم برایش فرود می‌آورند.
حکمتی که در حکمت بود!
اولین بار که به سراغش رفتم سر کلاس درس بود. کلاسی در مجموعه‌ی خانه‌های سازمانی نیروی هوایی. جایی که مانده بود تا عباس را از یادها نبرد. جایی که قدم به قدمش یاد و بوی عباس پراکنده بود. جایی که آهسته قدم بر می‌داشت تا پایش جای پای عباس باشد.
«فار» و گمشدگان تاریکنای دریای نسل معاصر!
دکتر حمید عابدیها، یکی از اندیشمندان و فرهیختگان ایران اسلامی در حوزه ی فرهنگ و ادب هستند که در کسوت استادی دانشگاه و تالیف آثار ارزشمند فرهنگی سرآمدند. ایشان در مکتوب ارزمند خود با عنوان مقدمه «کتاب فار» نوشته اند: این اثر و آثاری از این دست، ضمن حفظ بخش معتنابهی از دستاوردها و اسناد دست نخورده جبهه های پایداری و معرفی آنهمه به مخاطب جویا و علاقمند (به عنوان هدف اصلی)، اهداف فرعی گونه گونی نیز به همراه خواهند داشت و چه بسا در آینده نزدیک یا دور، در تتبعات ادبی، زبان شناختی، روانشناختی، جامعه شناختی و... سودمند خواهند افتاد.
قزوین ۵۷ در خاطرات فجر آفرینان
دهه ی فجر سال ۱۳۹۳ فرصتی شد تا یک بار دیگر به مرور خاطرات این ایام بپردازم. خاطراتی که تمام ناشدنی است و بهانه ای برای انتقال آنها به نسل های جوان امروزها و فرداهای ایران اسلامی. این خاطرات از زبان انقلابیونی مطرح می شود که به بودنشان افتخار می کنیم و خوشحالیم که هنوز در سایه ی پر مهرشان نفس می کشیم.
شیار ۱۴۳، قصه ی میثاق "الفتان" ماندگار!

"الفت" با شیار ۱۴۳ خیلی ساده و صمیمی به بسیاری از پرسشهای آدمهای دور و برمان پاسخ داد و به شعار ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، -که روزانه بر زبان بسیاری از مدیران و مسوولان فرهنگی دستگاههای مرتبط و غیر مرتبط جاری است- شعور بخشید!

همزمان با هفته بسیج و توسط حسن شکیب زاده،
کتاب قزوینی منتشر شد
کتاب "قزوینی" که در یکصد و ۲۰ صفحه و توسط انتشارات حدیٍث امروز به چاپ رسیده است، داری تصاویر، اسناد، وصیت نامه و دستنوشته های این شهید می باشد.در این کتاب، خاطرات جالب عبدالحسین الله کرم، حاج سعید قاسمی، علی نبئی، مهندس دربندی زاده، عادل همایونفر، حسین صلح جو، حسن مگسبی . خانواده شهید و .... را می خوانید.
مادری که از جنس عباس بود!

مادر، واژه ای ماندگار و ستودنی است که برای همه ی مادران چنین است، اما وقتی با واژه شهادت عجین می شود معنایی دگر می یابد. معنایی که پهلو به پهلوی فرشتگان مقرب درگاه خداوندی می ماند. معنایی که نام و یاد زهرا (س) و زینب (س) را زنده می کند
و مادر عباس، این شیرزن عرصه ی جهاد و شهادت، اینگونه بود. اویی که در دامان پر مهر و صمیمی اش عباس را در آغوش گرفت و ......

مادر سرلشگر خلبان شهید بابایی، هم پرواز عباس شد

مادر بزرگوار سرلشگر خلبان، شهید بسیجی، عباس بابایی پس از سپری کردن دوران بیماری در بیمارستان، امروز  (شنبه ۲۴ آبان ۹۳) دارفانی را وداع گفته و هم پرواز فرزند شهیدش شد.

پیکر مطهر این مادر دلاور ساعت ۱۰ صبح روز ۳ شنبه ۲۷ آبان ۹۳ از امامزاده اسماعیل(ع) قزوین تشییع و در جوار گلزار شهدای این شهر آرام خواهد گرفت.

حاجیه انم فاطمه خوئینی، مادر سرلشکر خلبان، شهید عباس بابایی، طی یک ماه گذشته به علت عارضه قلبی در بخش قلب بیمارستان ولایت قزوین بستری بود و در سن ۸۸ سالگی دارفانی را وداع گفت.

مدال قهرمانی بر سینه قهرمان جانبازان، شهید محمدبیگی
هنوز صدای صوت دلنشین قرآن و صدای گرم مسیحایی اش را در گوش می شنوم. عاشقی که دم به دم، دم از علی(ع) می زد و حسین(ع). و زندگی خود و خانواده اش را وقف اسلام کرده بود و انقلاب را هم از آن اسلام می دانست و یک لحضه از ولایت دور نبود.
شکیب زاده، ناشر برتر پنجمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس شد
همزمان با برگزاری مراسم اختتامیه پنجمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس و با حضور لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی، غرفه ی کانون فار با ارایه سی عنوان از آثار حسن شکیب زاده به عنوان غرفه ی برتر نمایشگاه، در بخش خصوصی اعلام و با ارایه لوح سپاس، مورد تجلیل قرار گرفت.
Copyright © ۲۰۰۹ Shakibzade.com All rights reserved
E-mail : info@shakibzade.com - Power by:Ghasedak ICT | پنل اس ام اس