یادداشت روز
قطار مجابی ایستاد!
صبح امروز در محوطه ایستگاه راه آهن و منتظر قطار بودم که خانم طاهرخانی زنگ زد: من طاهرخانی ام، همکار سالهای روزنامه نگاری تان در نشریه ولایت!
راستش اول تعجب کردم، چون خیلی وقت بود که صدایش را نشنیده بودم. اما قبل از اینکه ازش سووال کنم و علت تماسش را بپرسم، گفت: سید غلامحسین مجابی مرد!
۷ دی ۵۷ در قزوین چه گذشت؟
براساس آنچه در برخی مکتوبات آمده است، جرقه های انقلاب از اوایل دی ماه سال۱۳۳۹ در قزوین زده شده و برخی از علما و روشنفکران به طرق مختلف مخالفت هایشان را با دستگاه رژیم پهلوی اعلام نمودند.
دی ماه سال۵۷: اعتراضات مردم قزوین همگانی شده و مردم با برپایی راهپیمایی ها و تظاهرات گسترده، خواستار تشکیل جمهوری اسلامی هستند.
روزنامه نگار نابینا!
قرآن کریم در بسیاری از آیات خود از حوادث و رویدادهای مختلف خبر می‌دهد، اما در همه حال شیوه و روش گزارش و توصیفش در نهایت شرم و حیاست. آیات فراوانی در قرآن کریم در مورد کفر، عصیان، دزدی، ریا، تجاوز و نظیر آنها و سرنوشت کسانی که به چنین کارهایی دست زده یا می‌زنند وجود دارد، اما نکته بسیار مهم این است که
روضه دکتر شریعتی در روز عاشورا
... شب عاشورا بود شهر یکپارچه روضه بود وخانه یکپارچه سکوت و درد...
گفتم در این تنهایی درد و این شب سوگ، بنشینم و با خود سوگواری کنم، مگر نمی شود تنها عزاداری کرد؟ نشستم و روضه ای برای دل خویش نوشتم:
... پیش چشمم را پرده ای از اشک پوشیده است.
دروغ های عاشورایی!
عاشورا و قیام امام حسین(ع) مساله ی شخصی و سلیقه ای نیست که برای جلب توجه عزاداران محرم و عاشورای حسینی بخواهیم هرگونه که میخواهیم و مجلس می طلبد آن را مطرح کنیم تا اشگی و شوری جاری شود. حماسه ی حسینی را باید درست آموخت و درست بیان کرد تا برای نسلی که همه چیز برایش سووال است توجیه پذیر باشد.نسل امروز راههای بسیاری برای دریافت پرسش هایش وجود دارد و اگر تو عاشورا را و قیام حسینی را برایش تحریف کردی، در واقع خود را و اساس دین را زیر سووال برده ای که این نوع نگرش عواقبی را به دنبال خواهد داشت که گاهی بی برگشت خواهد بود و مگر قرار است چند سال عمر داشته باشی که توان جبران هم؟
"آینه قزوین" در تلاش خدابخش!
رویداد مهمی که قرار است ۲ روز دیگر و توسط علیرضا خدابخش، در جامعه سایبر و رسانه های مجازی استان قزوین اتفاق بیفتد، کار بزرگ و ارزشمندی است که باید دوازدهم آبان بشود تا آن را باور کرد.
خدابخش مرد اول وب استان، ظاهرا دغدغه هایش برای توسعه ی این مهم در سطح استان و بعضا کشور، تمام ناشدنی است، دغدغه هایی که ایکاش یک صدم آن را مدیران و مسوولین این استان داشتند که اگر داشتند قزوین گلستان بود، نه گورستان!
بالاخره از وب سایت مسلخ عشق رونمایی شد!

سالها قبل که قرار شد کنگره ی شهدای طلبه و روحانی استان قزوین راه اندازی شود، کار آماده سازی و راه اندازی وب سایت معرفی این شهدا در سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قزوین به من محول شد که از همان روزهای اول، کار تهیه و جمع آوری اطلاعات لازم را شروع کرده و مقدمات راه اندازی سایت را نیز فراهم نمودم که متاسفانه به دلیل به تعویق افتادن برگزاری برنامه های کنگره، کار راه اندازی سایت نیز به تعویق افتاد.

نفس کشیدن چقدر سخت است؟
دکتر سعید حبیبا را خیلی از قزوینی های اصیل، با نام پورزرشگی می شناسند، یک پایش را که برای حفظ ایران اسلامی و دفاع از اسلام و ناموس ایران در جبهه ها جا گذاشت انگار با شهرش خداحافاظی کرد. شاید اگر این کار را نمی کرد هنوز هم بایستی در گوشه ای از این شهر خاموش خودخوری می کرد و منتظر می نشست تا اینکه چه زمانی آخرش فرا برسد.
آنهایی که امروز کناره ها سوسو می زنند
دو هفته ای اینجا نبودم، اما با توجه به ایام هفته ی دفاع مقدس حسابی سرم شلوغ بود. سرم شلوغ بود تا حداقل کارهایی در خور این ایام انجام بدهم، ایامی که یادآور همت و استقامت مردان و زنان بزرگی است که دل و روحشان برای ایران بود و از همه چیز و همه کس خود گذشتند تا ایران، ایران بماند.
رئیس‌جمهور باید به عرف سیاسی عمل کند!
نامش محمد علی بود و زادگااهش شهر فرهیختگان، نامداران، سرداران و امیران بزرگ، قزوین و از جنس همین مردم و همانند آنان درد تلخ محرومیت را چشیده. در عین استضعاف، در اوج مناعت طبع و عزت نفس زندگی می کرد و تا بود پاک بود و مهربان، صمیمی بود و جدی و آیینه دار ادب، فروتنی و تواضع.
عاقبت بخیر بشی شهردار!
دوست عزیزی در وب لاگش نوشته بود: عاقبت بخیری، بهترین دعایی هست که میشه در حق هر کسی داشت. حتی اشیاء و یا چیزهایی که بی جان هستند نیز از این دعا مستسنا نیستند. یکی از مسیر های داخل شهر که هفته ای چندین بار از اونجا عبور می کنم، مسیر ولیعصر تا دوراهی همدان هست. هر بار که از این مسیر رد می شم و وضعیت خیابان سپه رو می بینم، یه آهی می کشم و میگم "عاقبت بخیر بشی خیابون ..."
کبریت به افتخارات نسل ماندگار!
درست ۲۰ سال پیش در چنین روزهایی کشور در تب و تاب ورود اسرای جنگ ۸ ساله ی عراق علیه ایران اسلامی می سوخت. روزهایی که چشمان منتظر هزاران پدر، مادر، همسر و فرزندان این آب و خاک به در بود تا یکبار دیگر عزیزان خود را دیده و در آغوش گرمشان تمام سردی ها را فراموش کنند.
Copyright © ۲۰۰۹ Shakibzade.com All rights reserved
E-mail : info@shakibzade.com - Power by:Ghasedak ICT | پنل اس ام اس