یادداشت روز
شنبه ۱۶ دي ۱۳۹۶
یادداشت:
شورای فرهنگ عمومی استان کجاست؟

شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان عالی ترین ارگان تصمیم گیری درمسایل فرهنگی کشور فعالیت شورای فرهنگ عمومی کشور را به صورت رسمی از سال ۶۵ اعلام و ۲۹ فروردین ماه سال ۱۳۸۵ نیز آیین‌‌نامه ی شورای فرهنگ عمومی استان ها را تصویب کرد که در آن، از: شناخت و اطلاع از وضع فرهنگ عمومی، اصلاح و ارتقای فرهنگ عمومی و نظارت و پیگیری مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و تصمیمات شورای فرهنگ عمومی کشور، به عنوان وظایف شورای فرهنگ عمومی استان ذکر شده است.

شنبه ۱۶ دي ۱۳۹۶
یادداشت:
کتاب نده، کتابخوانی یادم بده؟

مثل معروفی است که چینی‌هامی‌گویند «به جای آنکه به نیازمندان ماهی بدهی، ماهیگیری یادشان بده!». البته این جمله به شکل دیگری نیز از قول افلاطون نقل شده است: «به من ماهی نده، ماهیگیری یادم بده!»‏.

واقعیت این است که پس از گذشت چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی و طی کردن همه ی راه هایی که فقط منتج به توزیع کتاب رایگان، آن هم به شگردهای مختلف، برای نشان دادن اینکه سرانه ی مطالعه ی کتاب در کشور بالا رفته است، نه تنها راه به جایی نبرد، بلکه راهگشای بیراهه هایی برای دور ماندن مردم و جامعه از کتاب و کتابخوانی شد. امر مهمی که اگر به درستی رواج یابد، راهگشای بسیاری از مشکلات و گامی اساسی در جهت توسعه ی امور فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی خواهد بود.

جمعه ۱۵ دي ۱۳۹۶
یادداست:
بیشعوری و جامعه ما!

امروز جمعه است. فرصت مناسبی که گاهی لازم است سَرَکی توی آرشیو خصوص ات بزنی و گذشته را مرور کنی.

امروز و اتفاقی در آرشیو عکسهایم به عکسی برخوردکردم که سال گذشته در روز عاشورا گرفته بودم. عکسی که یک بار دیگر کتاب «بیشعوری» اثر «خاویر کرمنت» را در ذهنم تداعی کرد.

خاویر کرمنت در این کتاب ما را با خطرناک‌ترین بیماری تاریخ بشریت، یعنی بیشعوری آشنا می‌کند. این کتاب با زبانی طنزگونه به بررسی پدیده‌ی بیشعوری در دنیای امروز می‌پردازد.

چهارشنبه ۱۴ تير ۱۳۹۶
به بهانه نمایش فیلم ویلایی ها:
این پیک لعنتی!

در فیلم ویلایی‌ها، اگر چه مجال به تصویر کشیدن همه‌ی رشادت‌ها و شجاعت‌های زنانِ مردِ این سرزمین نبود، اما همینکه پس از گذشت ده‌ها سال از پایان دفاع جانانه‌ی زنان و مردان ایران بزرگ در مقابل همه‌ی جنگ ستیزانِ عالم و برای نخستین بار، گوشه‌ای از حماسه‌های ماندگار آنان را به تصویر کشیده است، جای تقدیر و سپاس دارد.

و اینکه ویلایی‌ها با زبان بی‌زبانی می‌خواهد آن روز ویلایی‌ها را، به رخ ویلایی‌های امروزی بکشد که در پیچ و خم‌های زندگی روزمره، یاد و خاطره‌ی زنان صبور و مقاوم و رخدادهای قهرمانانه‌شان را به باد فراموشی سپرده‌اند!

سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶
به بهانه روز قلم:
قَلَمِ قَلَم شده!
روز قلم، بایستی تلنگری باشد برای قلم و همه ی آنانی که دایه دار قلم هستند، تا حداقل برای ماندگاری رخدادهای تاریخی، فرهنگی، هنری و انسانی زمانه ی خود، قلم و اهل آن را دریابند.
و چقدر سخت است برایم که بگویم: اگر در این شهر بلبشو، اهل قلمی یافتی که با نَفَسی راحت و بدون دغدغه، با قلم آن می کند که باید، نشانش را به نشانی همه ی اهل قلم هدیه کنید.
سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶
برای علی و حمید محمدرضایی:
فراق ۳۱ ساله!
سی و یک سال یعنی یک عمر. آن هم عمری که هر ساعت و ثانیه‌اش سی و یک سال است. ثانیه‌هایی که یک مادر و یک پدر درونشان را پر از آشوب کرده است. آشوبی که دغدغه‌های انتظار را معنی می‌کند. علی که می‌دانست عملیات کربلای چهار، راه بی بازگشت و انتخابی آگاهانه و مسوولانه است، به پایش که مصنوعی بود نه، بلکه باور سال‌ها انتظار پدر و مادر چشم انتظارش را هم پشت سر گذاشت و به هیچ بهانه‌ای بها نداد تا رسیدن به آرزویی که هنوز هم پس از سه دهه، آرزویش در دل بسیاری از رزمندگان جامانده از قافله‌ی مجنونان لیلی، مانده است.

سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶
به بهانه چهلمین روز وداع،
او "نماد ایثار" بود
هشت سال دفاع مقدس و ده هزار شهید، جانباز و آزاده‌‌ی استان قزوین که همچون نگینی در ایران سربلند، می‌درخشند، مردی را در کنارش داشت که دغدغه‌ی نه تنها آن ده هزار اسوه‌های ایثار و مقاومت، که دغدغه‌ی همه‌ی مردم شهیدپرور این دیار را نیز در سر داشت و این دغدغه‌ها بود که همراهی، همدلی و همت بلندش را در جای جای رخدادهای دفاع مقدس، به رخ می‌کشید.
سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶
یادبود هفتمین روز وداع،
باید باریک‌بین بود!
حسن شکیب‌زاده: نسل سال‌های پس از انقلاب که نَه، نسل دهه‌های قبل از انقلاب هم آمده بودند، همه‌ی آنها که پدر را می‌شناختند، پدری که در حق همه‌ی فرزندانش پدری کرد و روز وداعش هم حق فرزندی ادا شد.
حکم امام جمعه‌‌ی پدر را که همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی در مسجد آقا سیدعلی خواندند، مسوولیتی بزرگ بر دوش مردی گذاشتند که صادرکننده‌ی حکم می‌دانست گُرده‌های نحیف او توانای کشیدن این بار سنگین را دارد.
و دست پدر، نیم قرن پس از آن بر سر مردم این دیار بود، مردمی که روز بدرقه‌اش آمده بودند تا در تاریخ به ثبت رسانند که قدردان مردان خدوم و زحمتکش‌شان هستند.
سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶
اینها رجائیند!
هشتم شهریور بود. روزی که با شهادت رجایی و باهنر عجین شده است و کدام ایرانی است که دلش برای ایران بتپد و نداند هشت شهریور بر سر ایران چه گذشت؟
رجایی اگر چه ده‌ها ویژگی داشت که هنوز هم هیچ قلم و قدمی نتوانسته است آنها را به تصویر بکشد، اما یک ویژگی او آنقدر صمیمی و دوست داشتنی است که حتی آنانی که در گروه مرفهین بی‌درد هم ثبت نام کرده‌اند، وقتی دست فروشی رجایی را به یاد می‌آورند سر تعظیم برایش فرود می‌آورند.
سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶
حکمتی که در حکمت بود!
اولین بار که به سراغش رفتم سر کلاس درس بود. کلاسی در مجموعه‌ی خانه‌های سازمانی نیروی هوایی. جایی که مانده بود تا عباس را از یادها نبرد. جایی که قدم به قدمش یاد و بوی عباس پراکنده بود. جایی که آهسته قدم بر می‌داشت تا پایش جای پای عباس باشد.
سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶
«فار» و گمشدگان تاریکنای دریای نسل معاصر!
دکتر حمید عابدیها، یکی از اندیشمندان و فرهیختگان ایران اسلامی در حوزه ی فرهنگ و ادب هستند که در کسوت استادی دانشگاه و تالیف آثار ارزشمند فرهنگی سرآمدند. ایشان در مکتوب ارزمند خود با عنوان مقدمه «کتاب فار» نوشته اند: این اثر و آثاری از این دست، ضمن حفظ بخش معتنابهی از دستاوردها و اسناد دست نخورده جبهه های پایداری و معرفی آنهمه به مخاطب جویا و علاقمند (به عنوان هدف اصلی)، اهداف فرعی گونه گونی نیز به همراه خواهند داشت و چه بسا در آینده نزدیک یا دور، در تتبعات ادبی، زبان شناختی، روانشناختی، جامعه شناختی و... سودمند خواهند افتاد.
سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۹۶
قزوین ۵۷ در خاطرات فجر آفرینان
دهه ی فجر سال ۱۳۹۳ فرصتی شد تا یک بار دیگر به مرور خاطرات این ایام بپردازم. خاطراتی که تمام ناشدنی است و بهانه ای برای انتقال آنها به نسل های جوان امروزها و فرداهای ایران اسلامی. این خاطرات از زبان انقلابیونی مطرح می شود که به بودنشان افتخار می کنیم و خوشحالیم که هنوز در سایه ی پر مهرشان نفس می کشیم.
Copyright © ۲۰۰۹ Shakibzade.com All rights reserved
E-mail : info@shakibzade.com - Power by:Ghasedak ICT | پنل اس ام اس