یادداشت روز
شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶
گاهی باورش سخته!

حسن شکیب زاده: ای کاش یکی پیدا می شد و سوابق وعده های بسیاری که مدیران استان، طی دوره های گذشته به مردم و خودشان داده اند را مورد بررسی قرار داده و گزارشی به مردم ارایه می داد تا درصد تحقق و عدم تحقق وعده ها مشخص شود.

متاسفانه و یا خوشبختانه این اتفاق تا به حال نیفتاده است و بعید هم به نظر می رسد که آدمی و یا دستگاهی پیدا بشود و این دردسر را به جان بخرد، اما همانطور که از قرائن و شواهد بر می آید، درصد وعده های عمل نشده به مراتب بیشتر از وعده های عمل شده است. البته اگر بخش عمده ی آن مربوط به مدیران غیر بومی یی می شود که طبیعتا در دوران ریاست بسیاری از آنان، برایشان خیلی تفاوت نداشته و ندارد که وعده هایشان عملی بشود و یا نشود. چرا که به خوبی باور دارند، هم مردم خیلی در بند وعده و وعیدها نیستند و هم اینکه مطمئن هستند روزی نه تنها از پست موجود جابجا می شوند، بلکه به لحاظ دوری از فک و فامیل و دوستان و ... به احتمال بسیار زیاد به زادگاهشان بازخواهند گشت.
شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶
«شمس» واتفاقات تازه، شاید!

حسن شکیب زاده: «شهرها هم مانند هر موجود زنده ای حیات دارند و متولد و بیمارمی شوند و نیازهایی دارند که اگر درست مدیریت نشود باید منتظر مرگش باشیم»*.

«بانوی فرهنگی شورا» ی اسلامی شهر قزوین که تاکنون نشان داده است دغدغه ی امور فرهنگی شهر را در سر دارد، در هفتمین «خود نوشت»ش، نوشت: «امروز صبح شورای مشورتی سیاست گذاری قزوین ١٤٠٤شهرداری قزوین(شمس) با حضور نمایندگان مجلس، استاندار محترم، نمایندگان شوراهای ادوار، مقامات ارشد استان، جامعه دانشگاهی، نخبگان علمی و تجربی، هنرمندان، ورزشکاران اصحاب رسانه، جمعی از بانوان و جوانان فعال و نمایندگان برخی از سمن ها شروع به کار کرد».

چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶
یک بعدازظهر، با حداقل ۴ برنامه!

از اینکه فعالیت های فرهنگی در استان رو به افزایش است، جای تقدیر و خوشحالی دارد، اما به دلیل عدم هماهنگی دستگاه های مربوطه، بارها و به اشکال مختلف این اتفاق افتاده که چندین برنامه طی یک روز و به طور همزمان اجرا شده است. که البته دو دلیل عمده می تواند داشته باشد. اول اینکه ممکن است برنامه های اجرایی تنها جنبه ی عملکردی و ارایه ی گزارش داشته باشد و به کاربرد عمومی آن توجه نشود و دوم عدم انسجام  و هماهنگی حداقل ها در سطح مدیران و دستگاههای مربوطه.

سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۶
شبکه های مجازی و بداخلاقی های رایج!

حسن شکیب زاده: اقدام پسندیده ی برگزاری همایش فعالان شبکه های اجتماعی در استان قزوین، بهانه ای را فراهم ساخت تا اشاره ای به بداخلاقی های رایج و علل آن در شبکه های اجتماعی داشته باشیم. بداخلاقی هایی که ریشه در بی فرهنگی ها داشته و برگزار کنندگان چنین همایش های مفیدی می توانند با انتقال فرهنگ صحیح استفاده از فن آوری های روز اطلاع رسانی، در جهت برون رفت از این نوع ناهنجاری های فرهنگی و اجتماعی، اقدام نمایند.

چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۶
حضور مردها، به تَبَعِ زنها!
اگر زنها نبودند، انقلاب به ثمر نمی رسید!

حسن شکیب زاده: انقلاب اسلامی ایران که علی رغم همه ی رخدادهای تلخ و ناگوارش، روز ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ را به عنوان پیروزی ماندگارش در تاریخ ثبت کرد، قطعا ثبت و ضبط نمی شد، اگر حضور و مشارکت جدی زنان آن روزگاران نبود به طوری که امام انقلاب نیز در عظمت وجودی آنان فرمودند: «ما نهضت‏خودمان را مدیون زنها می‏دانیم. مردها به تبع زنها در خیابان‌ها می‏ریختند.» این که مردها به تبع زنها به خیابانها می ریختند، فقط در حد یک حرف و شعار نیست. چرا که اگر پیش از انقلاب و در جریانات نادری که بخش های عمده ای از سرزمین ایران اسلامی را به غارت بردند، زنان، همانند دیروز و امروز انقلاب در صحنه بودند، شیر ایران، امروز در حد و اندازه ی گربه رخ نمی نمود!

پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶
طاغوت شکست تا ایران نشکند!

حسن شکیب زاده: شده است تا به حال به شکنجه و اختناق فکر کرده باشید؟ نمی دانم، شاید هم کرده باشید، اما شده تا به حال سالی، ماهی، هفته ای، روزی، ساعتی و حتی دقایقی را در زیر شکنجه باشی. برای مثال، ناخن هایت را با انبردست بیرون بکشند. برق را مستقیم به جای جای بدنت وصل کنند. از پا به سقف آویزانت کنند و توی دهانت آتش فرو کنند و یا دندانهایت را با مشت و یک دفعه که خوبه، یکی یکی و با گازانبر بکشند، ته سیگارشان را روی بدنت خاموش کنند و یا...... و بعد هم به قیافه ات نگاه کنند و های های بخندند؟

يكشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۶
سرمشق اجلاسیه ۳ هزار شهید استان قزوین!

حسن شکیب زاده: یکی از مهمترین راهکارهای ترویج و حفظ هر رخدادی، نمایان سازی هنرمندانه ی وقایع اتفاقی و پاسخگویی به چراهای آن می باشد. به طوری که اگر این راهکار به درستی اعمال نشود، زمینه ی بسیاری از تحریفات و عکس العملهای منفی را در سطح جامعه فراهم خواهد ساخت.

بحث برگزاری اولین اجلاسیه ی ملی بزرگداشت سه هزار شهید استان قزوین، پس از دو دهه، یک بار دیگر مطرح شده و برگزار کنندگان آن ظاهرا مصمم اند که نیمه ی اول سال آتی این اجلاسیه را در استان برگزار نمایند و ما نیز امید داریم که این اتفاق میمون در زمان اعلام شده تحقق یابد، در حالی که می دانیم برگزاری یک چنین اجلاسیه ی ملی و بزرگی، تدابیر بزرگ تری را می طلبد که در صورت کارشناسی و حرفه ای انجام شدن مقدمات آن، می توان به اجرای اثرگزارش نیز امیدوار بود.

سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶
جلوی بولدوزر دراز کشیدن، کار مردهاست!
حسن شکیب زاده: اینجا قزوین است. شهری که اصفهان بایستی بیاید جلویش لنگ بیاندازد. اما چرا نمی اندازد؟ برای اینکه هنوز آدمهایی پیدا نشده اند که این شهر را فهمیده باشند و برای ماندنش و مطرح شدن، حتی جهانیش، آستین های همت را بالا بزنند. در این شهر غریب، تا حال هر کی که سر کار بوده، واقعا سر کار بوده است و تلاشش ماندگاری خود و افکار پوسیده اش بوده است. وگرنه این همه نمادهای بی هویت زندگی توی این شهر افسرده، چکاره است؟
يكشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶
شعاری که تبدیل به شعور شد!

حسن شکیب زاده: دهه ی ۶۰، حتی اواخر دهه ی ۵۰ را هم که مرور می کنم، خالق کانون توانا را به یاد می آورم که به گونه ای در صحنه های مختلف انقلاب حضور داشت، که گاهی فراموشمان می شد که او معلول است و خود او که هیچ!

در همان ایام بودند آدمهای معلولی که خیلی از معابر عمومی را اشغال تکدی گری خود کرده بودند. آنها باور کرده بودند که توانایی هیچ کاری را ندارند و بسیاری از آنها هم خانه نشین بوده و برای حضورشان در منظر عمومی نیز، از مرم خجالت زده بودند.

جمعه ۲۹ دي ۱۳۹۶
مَردِ حماسه هایِ سرزمینمان!

..... امروز جمعه است و دوباره دلم گرفته است. گرفته است نه بخاطر اینکه فردا شنبه است، که کار از این حرف ها گذشته است. گرفته است از اینکه خیلی از آدمهایی که امروز سر کارند و نان نظام را می خورند، کوچکترین تعلق خاطری به اصل نظام و ریشه هایش ندارند. همه ی کارها و حرفهایمان شعاری و برای حفظ حقوق فرداهایمان شده است و از یاد برده ایم که ما هم باید انسان باشیم و پایبند به اصولی. اصولی که همانند هاشمی ها برایمان تدوین کردند. هاشمی ای که یک بود و دو نداشت. کما اینکه بهشتی هم یک بود و دو نداشت و امام عزیر نیز که یکدانه ای بی بدیل بود.

شنبه ۲۳ دي ۱۳۹۶
یادداشت:
عصرانه! به وقت کدام فرهنگ؟
شنیدن صدای مطالبات اهل فرهنگ و هنر شهر قزوین، در عصرانه‌ای که هیچ تفاوتی با صبحانه و شامگانه گذشتگان ندارد، اتفاق تازه‌ای نیست.
بیش از این هم همه اهل هنر و غیر هنر، این صدا را طی چهار دهه اخیر از زبان افراد مختلف شنیده و وعده‌های رنگارنگ‌شان را به خوبی به یاد دارند، اما کو گوش شنوای اهل درد و عمل؟
البته همین که در این آشفته بازار وعده وعیدها، باز هم گوشی پیدا می‌شود که ادعای شنیدن دارد، جای امیدواری دارد، اما از طرفی گوش اهل فرهنگ و هنر هم از این شنیده‌ها پر شده است.
يكشنبه ۱۷ دي ۱۳۹۶
یادداشت:
شبیه صدام، راوی دفاع مقس ما!

میخائیل رمضان، یکی از شبیه های صدام، دیکتاتور وقت عراق است که در طول هشت سال جنگ تحمیلی، در مهمترین رویداد های عراق و ایران، نقش خود را بخوبی ایفا نموده است.

میخائیل مدتی پس از پایان جنگ تحمیلی به امریکا فرار کرده و به نوشتن خاطرات خود در نقش شبیه صدام می پردازد.

Copyright © ۲۰۰۹ Shakibzade.com All rights reserved
E-mail : info@shakibzade.com - Power by:Ghasedak ICT | پنل اس ام اس