یادداشت روز
هزینه برای کارهای آبکی فرهنگی!
رئیس سازمان جوانان استان قزوین گفته است که:« ۷۲ درصد کاربران در اینترنت گشت ‌وگذار بی‌هدف می‌کنند».
آقای رییس نمی دانم این آمار را از کجا پیدا کرده که منبع آن را در اختیار خبرگزاری مربوطه نگذاشته است، شاید هم نیاز نبوده است که مردم بدانند، اما مطلب اصلی اینجاست که ایکاش این سازمان عریض و طویل بجای ارایه ی آمار و ارقامی که بیشتر از آن را خود مردم می دانند، پیگیر علل رسیدن به چنین آمار و ارقامی را بررسی کرده و حداقل جلوی پیشروی این آمار را می گرفتند.
من اصلا مطبوعات محلی را نمی خوانم!
شما رو نمی دانم، اما من که علیرضا را خیلی دوست دارم، البته نه بخاطر اینکه ۹۹ درصد بدقولی می کند و یا نه بخاطر اینکه باید یه کاری رو ۹۹ بار بگی تا شاید یک بار انجام بده.
نمی دونم شاید هم به خاطر همین بدقولی هاشه که دوست داشتنی است. من که تا به حال ندیدم کسی رو که از ته دل از علیرضا بد بگه، اینایی را هم که از روی دل میگن که نباید به دل گرفت.
علی رضا را دوست دارم واسه ی اینکه دل هیشکی رو نمیشکنه و دوست داره هرکی هرکاری داره براش انجام بده، حتی اگه اونکاره نباشد! خوب طفلکی چکار کنه که فقط یک نفره و امکان تکثیرش هم نیست.
اما ایکاش ما مثل علیرضا خیلی داشتیم. توی تعطیلات دو روزه ی دولت کریمه که غافلگیرم کرده بود، تصمیم گرفتم با علیرضا گپی بزنم، که زدم. البته نقشه اش را خیلی وقت بود که می کشیدم اما خوب اینهم از برکات تعطیلات یه هویی کشور است دیگه!
نشریات محلی ما، زبان مردم نیستند!
من در مصاحبه ای با نشریه پیام شهر گفتم: پیام شهر، تنها نشریه ی محلی قزوین است! همچنین در این مصاحبه یک اشاره اجمالی به علل این که چرا نشریات ما محلی و زبان مردم نیستند، کرده ام.
البته در این مورد تاکنون چندین مطلب نوشته ام و باز هم علاقمندم که در این خصوص بیشتر بنویسم، چرا که دوست دارم اگه یه روزی یه نشریه ی محلی دیر به دکه ی روزنامه فروشی رسید، همه ی مردم نگران شوند، می فهمی چی میگم؟
پیام شهر و ۲۰۰ هفته استقامت!
نمی دانم این حسین برجی کی بود و کجا بود که یک دفعه افتاد وسط شهرداری قزوین و شد مدیر مسوول نشریه ی محلی پیام شهر. راستش از روزی که اولین دستپختش را دیدم بگی نگی معلوم بود که دستی بر آتش دارد.
او خیلی آرام و بی سرو صدا و از همه مهمتر خیلی بی ادعا وارد گود روزنامه نگاری شهری شد که تقریبا هیچیک از روزنامه نگارانش که نه، هیچیک از مسوولین نشریاتش که نه، هیچیک از مدیرانش که نه، هیجیک از مردمش هم چشم دیدن همدیگر را ندارند! حالا چرایش بماند، اما جالب است که همین آدم وارد چنین بساطی شد و انصافا هم تا الآن خوب دوام آورده.
علیرضا خدابخش ، مرد اول وب استان:
استان قزوین، منتظر تحول بزرگی در عرصه ی رسانه ها باشد
آخرین دروغی که گفت، بزرگترین دروغ مجازی سیزده ی سال ۸۹ بود. وبلاگش را که باز کردم، از قول برادرش نوشته بود که علیرضا به کربلا رفته و در جریان انفجار بمب به شهادت رسیده است. ته دلم از خدابخش بعید می دانستم که شهید بشه، آن هم کربلا، اما یه جورایی بایستی خبر را دو ۲ تا ۴ تا می کردم، چاره ای هم نبود، چون اصل خبر از قول خبرگزاری فارس نقل شده بود.
آن روز زیاد با دروغ های سالانه ی علیرضا آشنایی نداشتم، به سراغ وبلاگ ها و سایت های دوستانش رفتم که هر کدام اظهار نظرهایی کرده بودند، اظهار نظرهایی که وقتی دروغ لو رفت خیلی ها مانده بودند که چه موضعی بگیرند!
اشگهای این مرد گنده!
خیلی وقت بود که ندیده بودمش، صبح جمعه که می رفتم سر کار! کنار بولوار با یه گالن بنزین ۴ لیتری برای ماشین ها دست تکان می داد. می گفت: لگنش بنزین تمام کرده.
متوجه که شدم سوارش کردیم و رفتیم پمپ بنزین که ۲،۳ لیتری بنزین ۴۰۰ تومانی بزند و ماشین را تا حلیمی بکشد که شاید صبحانه را حداقل هفته ای یکبار کنار زن و بچه باشد.
راستش وقتی دیدمش یاد سالهای فراموش شده ی بعداز انقلاب افتادم که چگونه شبانه روزش را برای انقلاب گذاشته بود تا نگذارد که انقلاب به دست نااهلان بیفتد و چه خون دلها که نخورد و امروز هم که سالها از آن ایام می گذرد هنوز با همان حال و هوا و همان وضعیت زندگی می کند.
قلم‌، چراغ تاریکی‌ها!‌
در سوره‌ ن‌. آیه‌ ۱ و ۲ قرآن کریم آمده است: « ن‌ و القلم‌ و ما یسطرون‌«: سوگند به‌ ن‌ و سوگند به‌ قلم‌ و آنچه‌ که‌ به‌ وسیله‌ قلم‌ می‌نویسند.
قلم‌ زبان‌ و بیان‌ عقل‌ و معرفت‌ انسانهاست‌. قلم‌ بیان‌کننده‌ فکر و اندیشه‌ و شخصیت‌ صاحب‌ قلم‌ است‌. قلم‌ زبان‌ دوم‌ انسانهاست‌. قلم‌ بیانگر فکر و فرهنگ‌ و هویت‌ ملتهاست‌. قلم‌ ترسیم‌کننده‌ خطوط‌ فکری‌ و سیاسی‌ و اجتماعی‌ و ادبی‌ ارباب‌ ادب‌ و قلم‌ و معرفت‌ است‌. قلم‌ انتقال‌دهنده‌ فکر و فرهنگ‌ به‌ نسلهای‌ حاضر و آینده‌ است‌. قلم‌ حلقه‌ وصل‌ فرهنگها و اندیشه‌هاست‌. قلم‌ ترجمان‌ فکر و هنر و اندیشه‌ است‌. قلم‌ پرده‌گشای‌ راز آفرینش‌ است‌. قلم‌ هدایتگر عقلها و مغزهاست‌.
و به تهِ چاله بازگردانیم!

حکایتی از عبید زاکانی:
خواب دیدم قیامت شده است.
هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به
دست گمارده بودند الا چاله‏ی ایرانیان.
خود را به عبید زاکانی رساندم ودپرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان
نگمارده‏اند؟»

بگذارید مردم حرفشان را بزنند
چند ماهی بود که پنج شنبه های هر هفته با همکارانم توی حزب جمهوری اسلامی قزوین، می رفتیم تهران، پای کلاس درس شناخت آیت الله دکتر بهشتی.
همه ی انتظارم توی هفته همین بود که ۵ شنبه بشه و پای صحبت های عاشقانه و عارفانه اش لذت ببرم.
او وقتی با آرامش تمام از عشق می گفت، انگار خود عشق است و وجودش سرشار از محبت.
اون روزها منافقین بدجوری به نیروهای انقلابی و متعهد پیله کرده بودند، نقشه ی آنها ابتدا شکستن شخصیت های بزرگ و موثر نظام در چشم مردم بود و سپس خارج کردنشان از گردونه ی انقلاب.
کودک انقلاب، اولین نشریه ی قزوین!

ستون جدید فار اختصاص به خاطراتم دارد، خاطرات ۴ دهه حضور در کارهای فرهنگی، تبلیغاتی و هنری. راه درازی را در پی دارم، اما خدا را به یاری ام امید دارم و این خاطره را که یکی از خاطراتم در فعالیت های روزنامه نگاری است برایتان همینجا نقل می کنم:کودک انقلاب اولین نشریه ی کودکان بود که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی چند شماره ای در قزوین منتشر شد.
من بودم و چند نفری که بیشترشان بعدها در جریان جنگ تحمیلی به شهادت رسیدند.
آن روزها تصمیم داشتیم جایگذینی برای پیک دانش آموزی تهیه کرده و در اختیار دانش آموزان قرار دهیم.

صاحبان ۱۲۰ رای وکالتی خانه مطبوعات چه کسانی هستند؟
اگر چه اصلا دل و دماغ نوشتن ندارم، اما امیر رجبی، تنها بازرس شورای مرکزی خانه ی مطبوعات استان قزوین در جلسه ی انتخاب اعضای جدید خانه ی مطبوعات و از دیدگاه خود ۲ اشکال اساسی به موضوع این انتخابات وارد کرده است که عبارتند از:
۱-یکی دیگر از تخلفات آشکار که امروز هم شاهد انجام آن هستیم و جزو موارد نقض ماده ۱۰ اساسنامه است، بحث آرای وکالتی است که طبق ماده ۱۰ اساسنامه در مواردی که دستور جلسه مجمع عمومی انتخابات یا رسیدگی به تخلفات باشد تایید وکالت نامه ها بر عهدی بازرس است و من همین جا اعلام می کنم بسیاری از وکالت نامه های ارایه شده فاقد اعتبار و دارای اشکال قانونی است.
قزوین پایتخت خوشنویسی ایران شد؟
سرانجام پس از ماهها تلاش و پیگیری های مستمر خوشنویسان، بویژه انجمن خوشنویسان و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، مراسم اختتامیه نخستین همایش دوسالانه بین‌المللی خوشنویسی ایران در قزوین برگزار شد.
دست اندرکاران برگزاری این همایش ملی، فرهنگی و هنری طی ماهها تلاش و با بیانهای مختلف تلاش نمودند تا قزوین را به عنوان پایتخت خوشنویسی ایران معرفی نمایند که انصافا هم در این مسیر فعالیت های ارزشمندی انجام شد و به حق هم این استان فرهنگی و تاریخی شایستگی و جایگاه کسب چنین مقامی را دارد، اما علی رغم همه ی تلاش های صورت گرفته، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مراسم اختتامیه ی این همایش سخن گفت و دریغ از حتی اشاره ای در خصوص تحقق این مهم و ترسیم جایگاه استان قزوین در بحث خوشنویسی کشور.
Copyright © ۲۰۰۹ Shakibzade.com All rights reserved
E-mail : info@shakibzade.com - Power by:Ghasedak ICT | پنل اس ام اس