یادداشت روز
هورا برای اعزام ۲۰ هزار نفر از قزوین!
خبرگزاری فارس در خبری نوشت: اعزام ۲۰ هزار نفر از قزوین به حرم امام خمینی(ره) و نمایشگاه عکس نگاه پنهان در قزوین از مهم‌ترین اخبار کوتاه فرهنگی استان قزوین است.
در ادامه ی این خبر و از قول مدیرکل انتظامی و امنیتی استانداری قزوین آمده است: ایشان با اشاره به اعزام ۲۰ هزار نفر از مشتاقان امام خمینی(ره) به حرم مطهر در روز چهاردهم خرداد توسط ۲۰۰ دستگاه اتوبوس و مینی‌بوس تصریح کرد: باید تدابیر لازم برای اعزام این تعداد از زائران توسط نیروی انتظامی و دستگاه‌های زیرمجموعه اندیشیده شود.*
خبرگزاری فارس از این دو خبر به عنوان مهم ترین اخبار کوتاه استان نام برده است.
انشا الله که اشتباه شده است!
«کانون تفکر منطقه یک کشور در قزوین»، تیتر خبری ای بود که در یکی از وب سایت ها دیدم، بلافاصله به سراغ وبلاگ سازمان بسیج هنرمندان استان قزوین رفتم و خبر را کامل خواندم.
در ادامه ی این خبر آمده بود: در این همایش ۲ روزه که با برنامه های متنوع و جلسات کاربردی همراه بود، مدعوین همایش پیرامون « نقش سازمان ها، نهاد ها و تولیدات هنری ادبی دولتی و مردمی NGO ها در مقابله با جنگ نرم » به بحث و تبادل نظر پرداختند.
حداقل روابط عمومی را ببینیم!
تنوع‌ کارهای‌ روابط‌ عمومی‌ و حساسیت این مسوولیت ایجاب‌ می‌ کند که‌ عاملان‌ و کارگزاران آن‌ علاوه‌ بر آگاهی‌ از رموز حرفه‌ خود با بسیاری‌دیگر از رشته‌ های‌ علوم‌ آشنا باشند. به همین علت سپردن‌ کاری‌ تا این‌ حد مهم‌ و در عین‌ حال‌ سنگین‌ به‌ کسانی‌ که‌ در این حرفه‌ سررشته‌ و تجربه‌ کافی‌ ندارند، نه‌ تنها صحیح‌ نیست،‌ بلکه‌ دور از شرط‌ عقل‌ است،‌ زیرا اگر کوششهای‌ آنان‌ از مسیر صحیح‌ و باروشن‌ بینی‌ خاصی‌ انجام‌ نپذیرد ضمن‌ اینکه‌ به‌ نتیجه‌ مطلوب‌ نمی‌ رسد احتمال‌ آن‌ نیز می‌ رود که‌ یک‌ اشتباه‌ کوچک‌ و بی‌ توجهی‌ یا کج‌ سلیقگی،‌ اثرات‌ زیان‌ بخشی‌ بجای‌گذارد و همه‌ تلاشها را نقش‌ بر آب‌ کند. پس‌ کارآزمودگی‌ و پختگی‌ و اطلاع‌ دقیق‌ از مبانی‌ این‌ حرفه‌یکی‌ از شرایط‌ حتمی‌ اشتغال‌ بدین‌ کار است‌ بخصوص‌ که‌ دایره‌ عمل‌دفاتر روابط‌ عمومی‌ بسیار وسیع‌ است‌ و متصدیان‌ آن‌ باید با استفاده‌ از معلومات‌ و اطلاعات‌ لازم‌ و آگاهی‌ از برخی‌ رشته‌ های‌ دیگر قدم‌ در این‌ راه‌ بگذارند تا نتیجه‌مطلوب‌ را بگیرند.
شهر قزوین متحول می شود!
شهردار قزوین در تازه ترین رپرتاژی که در مطبوعات به چاپ رسید اعلام داشت: با توجه به مشکلات اقتصادی و درآمدی شهرداری ها، با برنامه ریزی دقیق و کارشناسی، موفق شدیم تعدادی پروژه ی متنوع و بزرگ را برای تحول در شهر قزوین تعریف کنیم.
ایشان در ادامه از احداث ۴ تقاطع غیر همسطح و اصلاح هندسی ۱۷ تقاطع در سطح شهر قزوین خبر دادند.
چه روزگار عجیبی است، نه؟
یازدهم اردیبهشت روز کارگر بود و یادداشتی در همین ستون نوشتم که: روز بیکاران مبارک!
یادداشت را که می نوشتم دلم برای همه ی کارگرانی که روسیاه زن و بچه هایشان هستند به درد آمده بود و از شما چه پنهان وقتی دیدم که یکی از آنها شبانه و داخل آشغال های بازارچه سپه به دنبال .......می گردد تا شکم بچه هایش را سیر کند، اشگ هایم امانم را برید، اگر چه اولین بار نبود که این صحنه را می دیدم!
خیلی ها که خواننده ی همین ستون هستند، مرا که می بینند، میگویند: این مطالب چیست که می نویسی و چه کسی اهمیت می دهد به آن؟ ولی خدا را شکر که این یک یادداشت درست خورد به هدف و امروز که پانزدهم اردیبهشت است، پسرم که وارد نگهبانی محل کارش شد دید کارتش را از تابلوی کارت زن برداشته اند، یعنی برو و با بیکاری خوش باش! البته دلم برای بیکاری پسرم که فقط یک سال است ازدواج کرده و ماهی ۳۰۰ هزارتومان از ۳۰۰ هزارتومان حقوقش را به صاحب خانه می دهد نسوخت، چون چشمها و گوشهایم می بیند و می شنود که آن کارگر و هزاران مثل آن، اگر چاره داشتند که از توی سطل آشغال مرفهان بی درد به دنبال پسمانده های غذایشان برای زن و بچه هایشان نمی گشتند!
نوشتم، اما نخواستند بخوانند!
اولین بار بود که سخنرانی رییس صدا و سیما را می شنیدم، آن هم در جمع هنرمندان بسیجی، اما با توجه به احساسی که از او داشتم نوشتم: « میشه شعار ندهیم! » و چندی بعد که در کنار استاندار نشسته بود و برای فرهنگ این شهر شاخ و شونه می کشید نوشتم: « آقای مدیرکل! شما هم همانند مدیران کل قبلی صدا و سیما چند صباحی میهمان این استان هستید». اما متاسفانه کو گوش شنوا؟آن روزها ما نوشتیم، اما نخواستند بخوانند، حتی ببینند، حالا بیایید و جمعش کنید، لطفا!
اسناد ملی ایثار، بوی شهدا را می دهد!
بیش از ۲۵۰ اثر دستنویس و ماندگار از شهدای استان قزوین در فضای بهاری کاخ چهلستون منتظر نگاههای تیزبین و جستجوگر شماست.
تو که این یادداشت را می خوانی نمی دانم به اسناد ملی ایثار و آثار به جا مانده از قهرمانان شجاع و حافظ دین و ناموس این مملکت چگونه می اندیشی، اما برای یک بار هم که شده سری به این نمایشگاه بزن و نگاهی به متون دستنوشته شهدا بیانداز تا با یک دنیا اخلاص، مهربانی و احساس پاک و قشنگ شاهدان سرافرازمان آشنا شوی. در این نمایشگاه برخی از متون آنقدر جذاب و خواندنی است که پایت را می بندد تا آخر بمانی و آنها را با دقت مرور کنی.
۱۷ اردیبهشت روز اسناد ملی است و با دیدن این نمایشگاه می رسیم به این باور که اصلی ترین اسناد تاریخ حماسه ی ملتی که از حریم خاک و ناموس و دینش پاسداری می کند، ملی ترین اسناد ماندگار است.
دستخط گرانبهای شهدا تا ۲۰ اردیبهشت ماه در کاخ چهلستون قزوین در انتظار چشمان پاک و بیدار شماست.

کاش من هم مریض بودم!
ظریفی می گفت: ای کاش من هم مثل استاد محصص و دور از جان شما مریض می شدم.
گفتم: چرا؟
گفت: حالا که ایشان در بستر است هر روز در خبرها، بخصوص تلویزیون استان، فیلم مسوولینی را می بینم که به عیادت ایشان رفته اند و برای شفایش! دعا می کنند. ایشان که خود از فرهیختگان این دیار است دل پری دارد. دل پر از این که سال ها برای این مملکت و شهر و استانش تلاش کرده و امروز که باید او را ببینند، انگار اصلا وجود خارجی ندارد، شاید هم به دلیل اینکه هنوز سالم است!
راستی تا کی عوامفریبی و مرده پرستی؟ دیدن و سپاس از همه ی آن هایی که دغدغه این استان، مردم و فرهنگ و هنرش را دارند مگر کمتر از عیادتشان در بستر بیماری وقت و کار می برد؟ به خود خدا برای مراسم تجلیل هم دوربین تلویزیون، فیلمبرداری می کند و خبرنگارها هم خبرش را منعکس می کنند.

روز بیکاران مبارک!
امروز ۱۱ اردیبهشت و روز کارگر است، همان کارگرانی که پیامبر خدا بر دست شان بوسه زد و امروز هم مگر خدای پیامبر!
سالهاست کارگران بسیاری در همین کارخانجات استان خودمان طعم تلخ بیکاری را مزمزه می کنند و شهد تلخی اش را نوش جان و این در حالی است که اخبار از این دست در سطح کشور هم کم نیست.
چرا حال و هوای شما به هم خورد؟
در یادداشت «مقوله فرهنگ و شهادت کیلویی چند؟» توقع داشتم حداقل مخاطب یادداشت، آن را بخواند، اما انگار مهندس شورایی ما هم، پاسخ های توی آستین را به تجزیه و تحلیل یادداشت من ترجیح داده است.
مهندس! آخر یادداشت نوشته بودم: «نمی دانم شاید یک روزی هم برسد که نوشتن همین چند کلمه هم، حال و هوای خیلی ها را به هم بزند!» ولی فکر نمی کردم اول از همه و اینقدر زود حال و هوای شما به هم بخورد!
مقوله فرهنگ و شهادت کیلویی چند؟

یکی از اعضای اصولگرای شورای اسلامی شهر قزوین پس از بازگشت از همایش بزرگداشت شهید آوینی در وبلاگش نوشت:« برایم این سووال پیش آمد که اگر چنین مراسماتی برای مسوولین مهم است که البته هست و برای آن وقت می گذارند چرا باید در طول هفته گذشته بچه های مرکز، پیش بسیاری از مسوولین برای چندر غاز کمک گردن کج کنند و البته دست خالی برگردند و مراسمی اینچنینی را با کلی بدهی شخصی به انجام برسانند......تازه کمک پیشکش برخی مسوولین، یکی از بچه ها برای تبلیغات شهری مراسم پیش یکی از مدیران شهرداری رفته بودند که در کمال وقاحت از وی شنیدند تبلیغات مراسم شما حال و هوای نوروزی شهر را بهم می زند!!»
آقای عضو شورای شهر! خبر نداری، یا خبرداری که خبر نداری و یا خبر داری که نباید خبر داشته باشی، خیلی وقت است که کار ارزشی و برای ارزش ها کار کردن، حال خیلی ها را بهم می زند، فوقش چون رویشان نمی شود که وضعیت حال خودشان را بگویند، همه ی تقصیر ها را گردن حال و هوای شهر و بعضا مردم می اندازند.
اجرای طرح عفاف و حجاب با ۱۸ میلیون!
سردار آبنوش فرمانده سپاه صاحب الامر(عج ) و دبیر ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر استان قزوین در جلسه شورای اداری استان قزوین از وضعیت اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر انتقاد کرد و گفت : تا مدیران اجرایی ما نخواهند این امر در ادارات اجرا شود ما کماکان دچار مشکلات هستیم .
Copyright © ۲۰۰۹ Shakibzade.com All rights reserved
E-mail : info@shakibzade.com - Power by:Ghasedak ICT | پنل اس ام اس