چشمک
مشهدی شدم!
مطلب قبلی را که نوشتم، خیلی دلم گرفته بود، از همه چیز و همه کس و نمی دانم چطور شد که اینقدر سریع امام رضا(ع) مرا طلبید.
اصلا نمی دانم چطور شد و نمیخواهم که به دلیلش هم فکر بکنم، چون می دانم که او بالاخره هوای همه را دارد، حتی من گنهکاری که توی یه گوشه ای از این دنیای بزرگ افتاده و احساس بی پناهی می کند. قربون امام رضا(ع) که پناه همه ی بی پناهان است.
الآن که اینجام و نزدیکی های خود مهربانش، احساس آرامش می کنم. احساسی که خیلی وقت هاست که بهش نیاز دارم و امیدوارم این بار طوری دستم را بگیرد که دیگه نتونم رهاش کنم!
البته اگه قابل باشم ازش می خوام که دست همه ی آرزومندان برای همیشه تو دستش باشه!
روز قلم مبارک!
امروز تو که اهل قلمی، همیشگی و آثار ارزشی ات همانند خون شهید ماندگار باد.
انتقاد آزاد است!
شهید دکتر بهشتی: انتقاد سازنده و دلسوزانه از مسئولان در تمام سطوح برای همه آزاد است... شما مردم ایران مطمئن باشید که ما احدی را به دلیل انتقاد از خودمان یا انتقاد از دست اندرکاران دیگر جمهوری اسلامی، به هیچ عنوان نمی گذاریم کسی تعقیب و تهدید کند.
دکتر شریعتی:
قلم توتم من است
دکتر علی شریعتی: "... قلم توتم من است، قلم توتم ماست،
به قلم سوگند، به خون سیاهی که از حلقوم‌اش می‌چکد سوگند،
به زجه‌های دردی که از سینه‌اش بر می‌آید سوگند،
که توتم مقدس‌ام را نمی‌فروشم،
به دست زورش تسلیم نمی‌کنم،
به کیسه‌ی زرش نمی‌بخشم،
به سر انگشت تزویرش نمی‌سپارم.
دستم را قلم می‌کنم و قلمم را از دست نمی‌گذارم.
چشم‌هایم را کور می‌کنم، گوشهایم را کر می‌کنم،
پاهایم را می‌شکنم ،انگشتانم را بند بند می‌برم،
سینه‌ام را می‌شکافم، قلبم را می‌کشم،
حتی زبانم را می‌برم و لبم را می‌دوزم.
اما قلم‌ام را به بیگانه نمی‌دهم..."
سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹
مطالب من در روزنامه های امروز
مصاحبه با حسن حداد را در روزنامه جوان و خاطرات مرتبط با سیدعلی اکبر ابوترابی را در روزنامه جمهوری اسلامی بخوانید
سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹
روزنامه‌نگاری زرد
دکتر محمد سلطانی‌فر: روزنامه‌نگاری زرد از تاکتیک‌هایی نظیر درشت‌نمایی پیام، دست‌چین کردن پیام، تحریف، جنجال‌آفرینی خبری، تاکتیک مجاری مخفی، شایعه، نزدیکی منبع پیام به مخاطب، فوریت‌بخشیدن ساختگی به خبر، استفاده از عقاید و گرایش‌های فکری و یا سمبل‌های ملی مخاطبان و همسو‌سازی پیام با مخاطبان و استفاده از عاطفه گیرندگان پیام، به میزان بسیار زیادی بهره می‌گیرد.
سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹
پانزدهمین کتابم در حوزه ایثار و شهادت منتشر شد.
کتاب ستاره شب مجموعه ی خاطرات یاران و بستگان سید آزادگان سیدعلی اکبر ابوترابی است که به ویژگی های زندگی این مجاهد بزرگ پرداخته است.
در این کتاب برای نخستین بار حادثه ی منجر به عروج ایشان و پدر بزرگوارشان از زبان شاهدان مطرح شده است.
سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹
«تیک» در سالی که گذشت!
آخرین فصل سال گذشته بود که ستون «تیک» با هدف طرح مسایل و مشکلات محلی در گوشه ای از....
سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹
شما که دوست داشتنی هستید!

روزگار فتنه....اشگ هایم بدرقه عمرت که آزادگی و مردانگی را معنا کردی!

چند خط برای آقا معلم.  این چند خط نبود که چند کتاب بود و ایکاش من خطی از آن!

نه شاگردی که استادی! ای کاش بودم و از تمام قد ایستادنت، تندیس معرفت، محبت و عشق می ساختم!

سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹
دیوانه ای سنگی انداخت!

خبر نمایشگاه سگی؟.......ای کاش یک مسوولی توی این شهر پیدا می شد و از این خبرگزاری می خواست

کینه سگی!.....خودگویی و خودخندی به به چه هنرمندی

یادداشت روز.......البته قابل پیش بینی هم بود که آن خبرگزاری از همه امکاناتش برای توجیه خود استفاده کند.

مقصر کیست؟..............با برگزار نشدن این همایش مبلغ ۲۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان متضرر شدم

سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹
حمیده و بابایش!

ای کاش حمیده بودم و تو نبودی! پدرت انرژی تمام عیار انقلاب بود و از تلاش جدی و همیشگی اش می شد حدس زد که زمینی نیست. هم درد اشگهای تلخ فراقت هستم تا تحقق آرزوهای قشنگت در فرداهای بیاد ماندنی!

Copyright © ۲۰۰۹ Shakibzade.com All rights reserved
E-mail : info@shakibzade.com - Power by:Ghasedak ICT | پنل اس ام اس