عزای دستجمعی خبرنگاران!

خبرنگاران، طلایه داران جبهه آگاهی، چشم بینا. گوش شنوا. زبان گویا. آیینه ی تمام نما. قلب تپنده و خیلی چیزهای دیگر مردم هستند که قلم مقابل اندیشه شان زانو می زند و واژه در خدمت حق گویی شان در می آیند. البته توی بیانیه ها و دیدارهایی که امسال الحمدالله بیش از سالهای گذشته، شنیده و دیده شد. آن هم از قول مدیران حواس جمعی که لابد هیچ غرض و مرضی هم در کارشان نبوده و نیست.

حتی نمایندگان سابق و احتمالا بعدی استان که "فرصت خبرنگاران" را غنیمت شمرده و از لانه هایشان بیرون آمدند. ولی همینکه ۱۷ مرداد می گذرد، قلم که بچرخد مشکل است که بر مشکلات خبرنگاران افزوده می شود.

 

البته روز خبرنگار ۱۷ مرداد بود و تمام شد، اگر چه هنوز هم برخی از مدیران تازه یادشان می آید که از قافله عقب مانده و اجبارا یک کارهایی انجام میدهند که از خجالت خبرنگاران درآیند. دستگاه دولتی استانداری هم که امسال بخاطر بی صاحبی و بی پولی اصحاب رسانه، همه کاره ی روز خبرنگار شده و قرار است آخر همین ماه -به مصداق همه ی روزهای سال روز خبرنگار است!- با برگزاری مراسم تجلیل از خبرنگاران، خدمات یک ساله ی آنان را ارج نهند. روز خبرنگاری که فقط دلخوشی اش برای آنانی می ماند که یک سال دیگر باید به دنبال وصول حق القلم ها! بدوند و آخرش هم هدیه ای و کارت بانکی و......حالا شهر را آب برد، برد، چه ربطی به اصحاب مربوطه دارد؟

 

از طرفی هم، همه را نباید با یک چشم دید، اما هستند بسیاری که اگر پشتیبانی شهرداری، استانداری، شرکتهای صنعتی و بسیاری از دستگاههای دیگر را نداشتند، بایستی تا به حال غزل خداحافظی را خوانده بودند!

اینکه برای مردم سوال است که چرا این همه مدیرکل توی این استان "استعفا" می دهند و یا چرا شهردارها نیامده می روند و یا سرنوشت  دانش آموزان "چک و لگد" خورده، چی شد و اینکه "چارشاخ" و "خشتک" و "پیاده راه" یعنی چی و برای چی و کی و افزایش "اعتیاد" و "فساد" و "طلاق" و "بخور بخور هفت سنگان" و "انتصابات قومی و قبیله ای و دلبخواهی" و خیلی "چیزهای دیگر" چرا؟ چه ربطی به خبرنگار دارد؟ همینکه چهارتا میزگرد بزاریم و منتظر فرمایشات و اخبار ارسالی روابط عمومی ها و مصاحبه های فرمایشی آقایان و جدیدا هم خانم ها باشیم و میرزا بنویس، بهتر است یا اینکه همین آب باریکه را هم از دست بدهیم؟

 

در روزهای خبرنگار، اگر چه به واسطه ی توجه بیش از حد مسولین به رسانه ها و ایضا خبرنگاران، "عزای دستجمعی خبرنگاران، عروسی است!" اما طبیعی است که آخر این عروسی، یک روز و عزایش ۳۶۴ روز در پی خواهد بود. مگر اینکه جامعه ی خبرنگاری، آسته بره و آسته بیاد تا هزینه ها تامین شود، البته نه برای آنهایی که "بودجه ی ویژه" دارند و به دلایلی تامین هستند و صدایشان از جای گرم و برای موارد خاص بلند می شود!

ای کاش می دانستیم دارد چه بلایی بر سر جماعت خبرنگار و این واژه ی مقدس می آید و یا می آورند؟ فقط می دانم اگر خبرنگار عاشق کارش و معتاد مردمش نبود، روز شهادتِ یک خبرنگارِ در حال تهیه ی خبر را "روز خبرنگار" نمی نامیدند. روزی که قداست واقعی خبرنگار را به رخ می کشد. خبرنگاری که پهلو به پهلوی شهید می زند و باید "شهید" باشد و شاهد!

@shakibzade.com


سه شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸
۰۸:۴۷:۲۹
Copyright © ۲۰۰۹ Shakibzade.com All rights reserved
E-mail : info@shakibzade.com - Power by:Ghasedak ICT | پنل اس ام اس