"حاج ناصر" یک تَنِه، تَن ها بود!

پس از پایان جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران و تا سوم آبان ماه سال گذشته، کمتر کسی بود که "حاج ناصر همافر" را ببیند و هشت سال دفاع مقدس در ذهنش تداعی نشود.

حاج ناصر مثل همه ی رزمندگانی که در طول دفاع مقدس به دفعات در مرزهای میهن مان با متجاوزان و برای حفظ اسلام و ایران ستیز کرده بودند، همواره تلاش داشت تا در گوشه ای از این شهر پر سر و صدای آن روزها، خیلی آرام و بی نشان، تامین کننده ی انواع درخواست ها و نیازهای رزمندگان در جبهه ها و حتی خانواده هایشان باشد.


"کمیته ارزاق" نامی آشنا برای همه ی دست اندرکاران دفاع و دلسوزان و زحمت کشان بی ادعا بود. محلی که آن روزها، حاج ناصر شبانه روزش را در آنجا می گذراند، حتی زمانهایی که در بستر استراحت شبانگاهان آرام می گرفت. محلی که شاید امروز هم کسی به یادش نیاورد!

در آن ایام، امکان نداشت فرماندهان و رزمندگان ما در جبهه های نبرد، نیاز به امکانی داشته باشند و در بساط حاج ناصر وجود نداشته باشد. او همواره تلاش داشت تا مایحتاج جبهه ها را تحت هر شرایطی فراهم ساخته و به هنگام به جبهه ها ارسال کند.

اگر چه او پشتوانه ای بزرگ همچون مردم، بخصوص نماینده ی حضرت امام خمینی(س) و امام جمعه ی وقت، حضرت آیت الله باریک بین و مدیریت انکارناپذیر جانباز سرافراز، حجت الاسلام والمسلمین شیخ حسین علیخانی را هم به همراه داشت، اما خود یک تنهِ، تَن ها بود.

ولی چه آسان مان، آن روزهای پر اضطراب گذشت. همچنان که سالهای پس از آن نیز. و هیچ کس به یاد نیاورد و نمی آورد که آدم هایی هم بودند که همه ی هستی و زندگی خود را وقف جهاد در راه خدا کردند و تا پای مرگ هم هیچ توقعی از احدالناسی نداشتند، اما این وظیفه ای بود بر دوش همه ی آنانی که دستی در نظام دارند. تا گوشه ای از خدمات ارزشمندشان را ارج نهاده و در تاریخ این سرزمین به ثبت رسانند تا حداقل آیندگان مرورگر ایثارهای باشند که ایثارهای اجتماعی امروز ما از برکت ایثار آنان است.

حاج ناصر سال گذشته رفت، مثل خیلی های دیگری که قبل و بعد او رفتند، اما مگر نباید نسل امروز و فردا بدانند که این آدمها چه کاره ی جنگ بودند و جنگ با پشتوانه ی ارزشمند چه یادگارانی پیروز و ماندگار شد؟

اگر چه بیان این واقعیت بارها تکرا شده است و شاید دیگر گوشی برای شنیدنش هم نباشد، اما فرصت های تاریخی، همچون برگزاری کنگره ی ملی ۳۰۰۰ شهید استان قزوین، شاید بهانه ای باشد تا ببینیم، آنانی را که اگر نبودند، ما هم دیده نمی شدیم. و فراموش نکنیم که هنوز هم چندتایی از یادگاران آن دوران طلایی، دست به عصا و در انتظار رفتن اند. رفتن هایی که به جز افسوس، برایمان هیچ ثمره ای باقی نخواهد گذاشت.


چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷
۱۵:۵۲:۳۰
Copyright © ۲۰۰۹ Shakibzade.com All rights reserved
E-mail : info@shakibzade.com - Power by:Ghasedak ICT | پنل اس ام اس