نسلی که سوختند و می سوزند!

امروز که برای اولین بار نوه ام را به مدرسه رساندم کاملا حس کردم که دنبال بهانه ای است که تحت هر شرایطی پا به مدرسه نگذارد و این مهم از به زور بیدار شدن صبح زودش، بی میلی اش به خوردن صبحانه و بهانه های مختلف برای خوابیدن دوباره اش، مشهود بود.

اواخر خردادماه همین امسال بود که فیلمی توی شبکه های مجازی دیدم: دو دانش آموز در حالی که غرق سرور و شادمانی بودند کتابهای درسی شان را پاره پاره کرده و به هوا پرتاپ می کردند.


بر عکس یاد دوران مدرسه ی خودمان افتادم (دهه های ۴۰ و ۵۰) که کتابهای درسی مان را پایان هر سال تحصیلی جمع کرده و در کمدی نگهداری می کردیم که شاید سالهای بعد هم به کار آید و امروز می بینیم که چقدر هم به کار آمده و می آید!؟

اما امروزها و به برکت اشاعه ی گسترده ی! فرهنگ و امید در جامعه، نه تنها برای دانش آموزان هیچ انگیزه ای برای رفتن به مدرسه وجود ندارد، بلکه برای والدین هم. به طوری که داخل هر جمع و خانواده ای که می نشینی صحبت از شهریه ها و پول های متفرقه ی بی حساب و کتابی است که به بهانه های مختلف، مدیران دلسوز! آموزشگاهها، دستگاههای بالادستی خود را دور زده و از اولیای دانش آموزان دریافت می کنند. آن هم بدون اینکه پرداخت اینگونه هزینه ها کمترین تاثیر را در روند تحصیل و افزایش سطح آگاهی بچه ها داشته باشد.

اینکه مثال نمی آورم به این دلیل است که همه می دانیم و می دانند که داخل همه ی خانه ها و خانواده ها و در سطوح مختلف، دانش آموز و دانشجو وجود دارد و دغدغه ی اصلی همه ی آنان هم فراهم کردن پول هایی است که بی تدبیر به جیب غیر! برود، بدون اینکه فکری هم برای ایجاد انگیزه، آموزش و آینده ی نسل امروز بشود. در حالی که نسل دیروز و دیروزها ( البته نه خواص) سوختند و می سوزند!


سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۷
۰۴:۲۰:۰۱
Copyright © ۲۰۰۹ Shakibzade.com All rights reserved
E-mail : info@shakibzade.com - Power by:Ghasedak ICT | پنل اس ام اس