حسن شکیب زاده در گفتگو با روزنامه ولایت:
آموزش روزنامه نگاری در دانشگاه‌های ما حرفه‌ای نیست

دانشگاه‌های ما حرفه‌ای نیستند. من اساتیدی را  می‌شناسم که در کلاس روزنامه‌نگاری، خبر، گزارش و... تدریس می‌کنند، اما رشته‌شان این نیست و توان و حتی تجربه‌ی این کار را هم ندارند و چیزی از روزنامه‌نگاری نمی‌دانند. ما استاد دانشگاه داریم که سر کلاس خبرنگاری به دانشجویان می‌گوید اصلا شما برای چه می‌خواهید خبرنگار شوید. یا خبرنگاری به چه دردی می‌خورد؟ وقتی استادی  نگاهش به خبرنگاری منفی است چرا آن را تدریس می‌کند؟

رسانه‌های وابسته با ندانم کاری‌هایی‌شان جامعه را منحرف می‌کنند

رسانه‌های کشور چند سالی است که در یک ایستگاه توقف کرده‌اند و حتی به ادعای برخی عقبگرد نیز داشته‌اند. از لحاظ کمیت رشد قابل توجه‌ای داشته‌اند ولی به همان اندازه کیفیت محتوای نشریات کاهش پیدا کرده است. این را می‌شود از کاهش تیراژ نشریات و بی‌رغبتی مردم به خرید و مطالعه آن‌ها متوجه شد. به بیانی دیگر می‌توان گفت رسانه‌ها در تهیه محتوا از مخاطبان خود عقب افتاده‌اند. شکیب‌زاده، یکی از روزنامه‌نگاران قزوینی که از دهه‌ی ۶۰ و همچنین در روزهای بهاری مطبوعات در رسانه‌ها قلم می‌زده است در گفتگو با ولایت با تایید این موضوع مهم‌ترین دلیل را کاهش کیفیت و محتوای نشریات، آنهم به دلیل فقدان روزنامه‌نگار و خبرنگار حرفه‌ای در رسانه‌ها می‌داند. او رسانه‌های وابسته را آفتی برای جامعه می‌داند و معتقد است اگر در پر «قو» هم چاپ شوند و تیراژ میلیونی هم داشته باشند نمی‌توانند تاثیر‌گذار باشند.

 
 در دهه‌های پیشین به ویژه دهه ۷۰ تیراژ روزنامه‌ها به میلیون هم می‌‌رسید. اما امروز تیراژ روزنامه‌ها بسیار پایین آمده است. دلیل این موضوع را چه می‌دانید؟
ـ عوامل زیادی در پایین آمدن تیراژ روزنامه‌ها دخیل بودند. در دهه ۶۰ و ۷۰ که اوج تیراژ مطبوعات بود، اولا ما روزنامه‌نگار داشتیم، یعنی کسانی که در رسانه‌ها و مطبوعات بودند و حرفه‌ای کار می‌کردند و آموزش دیده بودند و به صورت عملی کار می‌کردند. یادم هست در همان دوران در قزوین که ما در نشریات محلی کار می‌کردیم مرتب کارگاه آموزشی داشتیم و خبرنگاری که می‌آمد کار کند در دفتر روزنامه آموزش می‌دید. و ما بر اساس تجربه و اطلاعاتی که داشتیم خبرنگار را آموزش می‌دادیم. از طرفی هم به این راحتی خبر یا مصاحبه‌ای که یک خبرنگار انجام می‌داد قابلیت انعکاس و استفاده در نشریه را نداشت و باید مراحل مختلف را طی می‌کرد. ما مواردی داشتیم که یک خبرنگار ده مصاحبه می‌نوشت و تنها یک مورد آن قابلیت چاپ داشت و آن هم باید اشکالاتش رفع می‌شد. لذا این روزنامه‌نگاران چون حرفه‌ای بودند و کار روزنامه‌نگاری کرده بودند، می‌دانستند که مخاطبشان چه می‌خواهد و براساس آن سراغ اخبار و مطالب قابل استفاده در نشریات می‌رفتند. طبیعتا وقتی روزنامه‌نگاران حرفه‌ای کار می‌کردند و نیاز مخاطبانشان را می‌شناختند، بر اساس آن هم عمل می‌کردند، از طرفی نشریه و رسانه هم مخاطب داشت. ما در قزوین نشریه داشتیم که طی یک هفته ۳ بار تجدید چاپ شد. یادم هست که یک شماره‌ای از این نشریه ۲۱ هزار نسخه چاپ شد. درواقع نشریاتی اینچنین مخاطب را جذب می‌کردند که به چاپ سوم می‌رسیدند و نتیجتا در آن شرایط می‌توانست از نظر مالی هم هزینه‌های خود را تامین کند و اینطور نبود دغدغه مالی آنچنانی داشته باشد. اما ما امروز این را نداریم و در رسانه‌های ما تخصص جایی ندارد؛ از مدیران رسانه‌های ما گرفته تا روزنامه‌نگاران. با توجه به اینکه قشر متوسط جامعه امکان حضور در دانشگاه‌ها را پیدا کرده اند بسیاری وارد دانشگاه شده و مدرک گرفتند و نیاز به کار دارند و متاسفانه در کشور ما هر کسی که احساس می‌کند می‌تواند بنویسد فکر می‌کند روزنامه‌نگار هم هست و در نتیجه به روزنامه‌نگاری روی می‌آورند و چون مدیران ما هم شغلشان این نیست و تجربه کار روزنامه‌نگاری ندارند، دروازه‌های روزنامه‌نگاری را باز می‌گذارند و اینها ورود پیدا می‌کنند؛ بدون اینکه بدانند در کسوت روزنامه‌نگاری چه کار باید کنند. بنابراین کیفیت نشریات ما افت می‌کند و مخاطب را از دست می‌دهد و چون مخاطب ندارد درآمد هم ندارد و باید به یک شکلی هزینه‌ها را تامین کند و آنجاست که دیگر مدیر، رسانه را نه به عنوان یک نهاد اطلاع‌رسانی، بلکه به آن به عنوان یک شغل و محل درآمد نگاه می‌کند و مجبور می‌شود از خیلی خواسته‌های روزنامه‌نگاری و آنچه که نیاز روزنامه‌نگاری است دور شود و به سراغ تهیه و انعکاس مطالبی برود که نتیجه‌اش برای نشریه، تنها درآمد باشد.

 
پس شما دلیل اصلی کاهش تیراژ روزنامه‌ها را افت کیفیت محتوای آن می‌دانید.
بله، اصلی‌‌ترین‌اش محتوا است و آن هم به روزنامه‌نگار برمی‌گردد، چون روزنامه‌نگار حرفه‌ای نیست و نمی‌داند خبر و گزارش چیست؟ در سال گذشته جشنواره ای مطبوعاتی در قزوین برگزار شد و بنده به عنوان یکی از داوران بودم و نزدیک به ۶۰ گزارش برای داوری آمده بود که من در بین این‌هایی که برای مسابقه در جشنواره فرستاده بودند حتی یک مورد گزارش هم ندیدم. حالا شما بقیه داستان را بخوانید. و یا مصاحبه هایی انجام می دهند که بسیار بی‌کیفیت است. در گذشته اینطور نبود که ما ده سوال به خبرنگار بدهیم و به وی بگوییم برو مصاحبه کن. خبرنگار باید چند هفته می‌رفت و شناخت کامل از مصاحبه شونده، از نظر شخصیتی، اجتماعی، حقوقی و... پیدا می‌کرد و پنجاه سوال می‌آورد و ما این‌ها را چکش کاری می‌کردیم و گاها از این ۵۰ سوال تنها پنج سوال باقی می‌ماند. اما امروز وقتی یک خبرنگار را که هنوز تفاوت خبر، مصاحبه و گزارش را نمی‌داند برای مصاحبه می‌فرستیم طبیعی است که نمی‌تواند مصاحبه‌ ی خوبی انجام دهد که قابل استفاده برای مخاطب باشد. پس به همین شکل ما مخاطب را از دست می‌دهیم. این مخاطب امروز بیش از گذشته نیاز به اطلاعات روز ر دارد، حالا این اطلاعات را من روزنامه‌نگار به آن ندهم طبیعی است که تیراژ نشریه‌ی من پایین می‌آید و به سراغ رسانه‌هایی می‌رود که  اطلاعات مورد نیازش را به او می‌دهد.


 چند مدت پیش مصاحبه‌ای با یکی از خبرنگاران قدیمی قزوین که از پیش از انقلاب در این عرصه فعال بود، انجام می‌دادم. ایشان هم از سخت‌گیری‌های مسئولان رسانه در آن دوران و بحث آموزش می‌گفتند. اما این سوال وجود دارد که چرا ما بعد از این همه سال به جای پیشرفت و رفع نواقص و حرفه‌ای شدن به این سمت حرکت کردیم؟
ـ یکی این که دانشگاه‌های ما حرفه‌ای نیستند. من اساتیدی را می‌شناسم که در کلاس های روزنامه‌نگاری و روابط عمومی تدریس می کنند، در حالی که رشته تحصیلی خودشان غیر مرتبط است و توان این کار را ندارند. حتی تجربه‌ی این کار را هم ندارند و چیزی از روزنامه‌نگاری نمی‌دانند. ما همین امروز استاد دانشگاهی داریم که سر کلاس خبرنگاری به دانشجویان می‌گوید اصلا شما برای چه می‌خواهید خبرنگار شوید و یا اینکه خبرنگاری به چه دردی می‌خورد. خوب استادی که نگاهش به خبرنگاری منفی است چرا آن را تدریس می‌کند؟ پس دانشگاه‌های ما آنگونه که باید به کار روزنامه‌‌نگاری نمی‌پردازند. دوم اینکه امنیت شغلی در کار روزنامه‌نگاری وجود ندارد. در همان دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ خیلی از روزنامه‌هایی که حرفه ای کار می‌کردند، تعطیل شدند و روزنامه‌نگاران آن ماندند که با تعطیلی این روزنامه عاقبت‌شان چه می‌شود و هزینه‌های زندگی‌شان را چطور باید تامین کنند. چون امنیت شغلی ایجاد نشد، خیلی‌ها از این شغل کناره گرفتند. ما در همین قزوین هم داریم روزنامه نگارانی را که در دهه‌های گذشته -که خود بنده این‌ها را آموزش می‌دادم و جزو روزنامه‌نگاران قوی هم بودند- کار روزنامه‌نگاری را کنار گذاشتند و امروز حتی یک خط هم نمی‌نویسند، چون احساس می کنند اگر بخواهند درست و واقعی بنویسند و آنچه مخاطب‌شان نیاز دارد را بنویسند، خیلی از مدیران مسئول ما پذیرش آن را ندارند و سرانجام هم کار خود را از دست خواهند داد. نکته‌ی سوم اینکه در گذشته ما به روزنامه‌نگاری به عنوان یک شغل درآمدزا و کاسبکارانه نگاه نمی‌کردیم و حتی گردانندگان رسانه‌ها هم همینگونه بودند. درواقع به کار روزنامه‌نگاری به عنوان یک کار در کنار کار اصلی نگاه می‌کردیم.


 این حرفه‌ای بود؟
ـ بله، ضمن اینکه حرفه‌ای هم کار می‌کردیم. بله ما امروز  هنرمندانی داریم که شغلشان چیز دیگری است، ولی به کار هنری علاقه مندند و در کنار کار اصلی‌شان و برای اینکه یک کار اجتماعی و تاثیرگذار انجام داده باشند، کار هنری انجام می‌دهند. طبیعی است که اگر کار هنری صرفا برای درآمدزایی و کسب مال باشد از مسیر حقیقی خود خارج شده و در مسیری قرار خواهد گرفت که مخاطب آن بابتش هزینه می کند. امروز خبرنگار در صورتی در نشریه کار می‌کند که برایش درآمد داشته باشد.البته چاره ای هم ندارد چون شغل دیگری ندارد که زندگیش را تامین کند. شما یک نفر را در نشریات قزوین به من نشان بدهید که مجانی کار کند. در همین قزوین خبرگزاری داریم که می‌گوید تو هرچقدر بیشتر بنویسی، پول بیشتری می‌گیری. نمی‌گوید که این خبر تو درست است و یا ارزش خبری دارد، یا نه. درواقع «وجبی» به خبر پول می‌دهند. بنابراین تا زمانی که به روزنامه نگار وجبی پول داده می‌شود، خبرنگار هم حتی از خود خبر می‌‌بافت! در حالی که ما در آموزش خبرنویسی داریم که شما باید خبر را کوتاه و مختصر بنویسی و با حفظ اصول حرفه ای مطالبی تهیه کنی که دارای ارزش های خبری باشد.


 شما گفتید که در رسانه‌های ما کسانی که کار می‌کنند حرفه‌ای نیستند. برخی اعتقاد دارند در دهه‌های گذشته تعداد رسانه‌های ما محدود بودند. ولی امروز تعداد رسانه‌های ما آنقدر زیاد شده‌اند که نیاز به نیرو دارند و دانشگاه‌های ما هم توانایی تامین این نیروها را ندارند و اکثر این رسانه‌ها هم یا وابسته به دولت هستند و یا یک نهاد حاکمیتی. شما افزایش این رسانه‌ها را چطور می‌بینید؟
ـ رسانه‌های وابسته کار روزنامه‌نگاری نمی‌کنند و صرفا کارشان سیاسی است. این‌ها پایگاه‌های سیاسی هستند که صرفا در راستای رسیدن به اهداف سیاسی، مثل بحث انتخابات و... ایجاد می‌شوند و تنها خبرها و گزارش‌هایی را پوشش می‌دهند که منافع‌شان را تامین می‌کند. البته مخاطب هم ندارند و در نهایت مخاطب‌هایشان هم جامعه هدف خودشان هستند، نه مردم. در واقع در این رسانه‌ها کار حرفه‌ای روزنامه‌نگاری نمی‌شود، به خاطر همین هم مخاطب عمومی ندارند. اخیرا در سایت های خبری، خبری از اختلاس در یکی از ادارات قزوین خواندم. دو هفته است این خبر را جستجو می‌کنم، ببینم کدام یک از رسانه‌های قزوین به این خبر پرداخته اند، اما حتی یک خبرنگار هم به سراغ این سوژه نرفته است، درحالی که همین خبر طی دو روز بیش از هزار بازدید کننده داشته است که من بعید می‌‌دانم نشریه‌ای در قزوین این تعداد مخاطب داشته باشد.


 شما اشاره کردید که این رسانه‌های وابسته، تاثیرگذار نیستند، اما برخی می‌گویند اتفاقا اینها به دلیل امکانات و منابع مالی که در اختیار دارند، تاثیرگذار هم هستند؛ چرا که تمام اخبار را در کمترین زمان ممکن پوشش می‌دهند. حتی رسانه‌های مستقل هم به این موضوع اعتراض دارند و معتقدند این‌ها پول دارند و نشریات شان با بهترین کیفیت چاپ می‌شود و چون تیراژ بالاتری دارند، بیشتر در جلوی چشم هستند. شما این موضوع را چطور می‌بینید؟
ـ من این را قبول ندارم، آن رسانه‌ای که می‌گویید خبرنگار و.. دارد، اتفاقا هیچکدام از اینها را ندارد. یعنی اگر نشریه‌ای روزنامه‌نگار نداشته باشد و مردم جامعه را نشناخته و سراغ آنچه جامعه می‌خواهد نرفته باشد، اگر روی پر «قو» هم چاپ شود و تیراژ میلیونی هم داشته باشد، بالاخره این مردم هستند که باید بخرند و این اتفاق نمی‌افتد. اگر این روزنامه‌ها را می‌بینید که فروش زیاد دارند اینطور نیست که خریدار روزنامه را برای خواندن می‌خرد. اولا که بخش آگهی‌های آن روزنامه است که مردم به آن نیاز دارند و دوم ارزان بودن آن است، چرا که با این قیمت در حد پاک کردن یک شیشه که می‌ارزند (با خنده).
اینطور نیست که این روزنامه‌ها حتما از سوی خریدار خوانده می‌شوند. اگر اینطور بود که مخاطب به سراغ اینترنت‌، ماهواره و... نمی‌رفت. اینکه ما امروز به تب و تاب افتاده ایم که ماهواره را چکار کنیم و چطور جلویش را ببندیم، به خاطر این است که آنها با ارایه اطلاعات متنوع خواسته مردم ما را تامین می کنند و رسانه های داخلی ما توان ارایه ی اطلاعات درست و واقعی و مورد نیاز مردم را ندارند. و چون توانایی انجام این کار را نداریم، نمی‌توانیم جلوی آن رسانه‌ها را هم بگیریم.


 آیا می‌توان از این رسانه‌ها به عنوان آفت جامعه‌ی رسانه‌ای در کشور نام برد؟
ـ کاملا؛ آفت از این جهت که جامعه را به دلیل ندانم کاری‌هایی که دارند، منحرف می‌کنند. در خصوص رسانه‌ی ملی هم همینطور است، چرا که این رسانه در دسترس است و اگرچه تاثیرات آن ناچیز و مقطعی است ولی در همان مقطع، تاثیرات خودش را بر جامعه می‌گذارد. ضمن اینکه به مرور زمان و با افشای ماهیت آنان، مردم به سراغ رسانه هایی می روند که خواسته های آنان را پوشش دهد.


 یکی از مهمترین مسایل رسانه‌ها، بحث تامین مالی آن است. شما اشاره کردید که در ده‌های گذشته به رسانه‌ها در ایران به عنوان منبع درآمد نگاه نمی‌شد. اما این موضوع در رسانه‌های دیگر کشورها وجود ندارد. یعنی در دیگر کشورها روزنامه‌نگار کارش روزنامه‌نگاری است و درآمد آنها هم از طریق همین رسانه‌شان تامین می‌شود. چه تفاوتی بین رسانه‌های ما با دیگر کشور‌ها وجود دارد که آنها می‌توانند و ما نمی‌توانیم هزینه‌های خودمان را تامین کنیم؟
ـ رسانه‌ها در دیگر کشورها دو دسته هستند. یک گروه رسانه‌های حرفه‌ای که این رسانه‌ها تا جایی که بنده اطلاع دارم، هزینه‌های خودشان را درمی‌آوردند. کما اینکه بنده هم گفتم در دهه‌ی ۶۰ که هزینه‌ها از فروش خود نشریه تامین می‌شد، هر چند آگهی هم گرفته می‌شد ولی آنقدر وضعیت مالی بحرانی نبود. امروز هم اگر این روزنامه‌هایی که با قیمت هزار تومان به دست مردم می‌رسد و با توجه به کمک‌هایی که دولت می‌کند، اگر فروش داشته باشند هزینه‌هایشان تامین می‌شود. البته روزنامه نیز جزو سبد خانوار در این کشورها است. گاهی در این فیلم‌ها می‌بینیم که طرف صبح از خواب بلند می‌شود و هنوز صورت‌اش را نشسته، اول روزنامه را از جلوی دَرب بر می‌دارد. این معنایش این است که مطالعه‌ی روزنامه از صورت شستن‌، صبحانه خوردن و... برای او واجب‌تر است. ما کدام روزنامه‌مان، اینگونه است. اینکه جامعه‌ی ما روزنامه نمی‌خرد دلیلش این است که آن چیزی که مخاطب می‌خواهد در روزنامه‌، پیدا نمی‌شود. اما گروه دیگری از رسانه‌های غربی هم هستند که به سران دولتی و شخصیت‌های سیاسی وابسته‌اند که آنها هزینه‌های روزنامه را تامین می‌کنند، کما اینکه در همین قزوین هم این گونه نشریات وجود دارند.

 
 سانسور‌های دولتی و دستگاه‌های نظارتی چقدر در کاهش کیفیت محتوای نشریات نقش داشته‌اند؟
ـ عملکرد دولت‌ها هم نقش دارد ولی به اعتقاد بنده می‌شود کار کرد. الان خود من گاهی یادداشت‌های انتقادی می‌نویسم، ولی نشریات آن را چاپ نمی‌کنند. یکی از همین یادداشت‌ها را در داخل سایت خودم منتشر کردم، بازتاب پیدا کرد و مشکلی هم برای من ایجاد نشد. به این جهت که مطلبی که نوشته بودم، واقعی بود. ببینید برای مثال در نماز جمعه ۵ خبرنگار در مسجدالنبی حضور دارند و سخنرانی را می‌نویسند و در نشریه چاپ می‌کنند. حال تفاوت‌شان با آن پانصد نفر دیگری که در نماز جمعه نشسته‌اند، چیست؟ بالاخره باید یک فرقی وجود داشته باشد. در همایش‌ها و مراسم ما هم اینگونه است. به طور مثال تصادفی می‌شود منِ خبرنگار و تعدادی از مردم هم آن را می‌بینند. اینکه من صرفا خبری را منتشر کنم که دیگران هم آن را دیده اند، چه فایده‌ای دارد؟ خبرنگار باید پشت این صحنه را ببیند. یعنی پیگیری کند و سوال‌هایی که عابر دارد، مثلا چرا این ماشین به موتور خورده و مقصر چه کسی است و چاله‌های خیابان‌ها چه نقشی داشتند و... را ببیندو پاسخ دهد. وقتی اینگونه شد چه کسی جلوی کار را می‌گیرد. البته یکسری مسایل سیاسی است که اگر آن ها هم بادلیل و مدرک ارایه شود، کسی کاری ندارد. اما چون روزنامه‌نگار حرفه‌ای نداریم فکر می‌کند هر چیزی که از نظر خودش درست است را باید بنویسد و همه هم باید آن را قبول کنند و دستگاه قضا هم باید به آن آفرین بگوید.


 اما ما خط قرمزهایی داریم که اگر به آن پرداخته شود، رسانه با مشکل مواجه خواهد شد. به طور مثال در موضوع عفاف و حجاب، مسئولان یک دیدگاهی نسبت به آن دارند و اگر یک خبرنگار در رسانه‌ای دیدگاه مخالف آن را بازتاب دهد، هم رسانه و هم خبرنگار با مشکل مواجه خواهند شد و نمونه‌های زیادی هم در این خصوص داریم.
ـ بیان اینگونه مسایل بستگی به نحوه ی موضع گیری های ما دارد. یکی از اهداف مشخص رسانه ها دادن آگاهی به جامعه است و طبیعی است که اگر شما آگاهی را درست و به موقع به جامعه دادید مردم هم همراه شما خواهند شد و در آن صورت می توانید تاثیرگزار باشید. ببینید نیروی انتظامی قلیان‌ها را جمع کرد و من علیه این کار یادداشت نوشتم و گفتم به نیروی انتظامی ارتباطی ندارد و همچنین نوشتم حالا که قلیان را جمع کردید، آیا مشکل قلیان حل شد. کسی به این یادداشت ایرادی نگرفت، چون این موضوع واقعیت داشت و جامعه هم همراه بود.


 اما راجع به همین موضوع قلیان خبرنگارانی در قزوین گزارش انتقادی نوشته بودند که رسانه‌های آنها از سوی برخی مسئولان قضایی تحت فشار قرار گرفتند.
ـ بله، وجود دارد و من هم منکر نیستم و این هم به دلیل بی‌تدبیری برخی از مسئولین است. حالا این بی‌تدبیری قرار است تا کی بماند؛ به نظر بنده باید برای آن تدبیری اندیشید که این تدبیر هم در مرحله ی نخست می تواند از سوی رسانه‌ها صورت بگیرد. یعنی رسانه ها در انتقال تحلیل های صحیح و همراه کردن مردم و مسوولین با واقعیت ها نقش بزرگی را می توانند ایفا کنند. مثلا برای اولین بار در سطح کشور  یک روحانی را در ضیاءآباد شهردار کردند و من یادداشتی نوشتم که روحانی نباید شهردار بشود و دلایلی را هم مطرح کردم. این موضوع در بسیاری از مجامع مورد نقد و بررسی قرار گرفت و نتیجه ی آن توجه مسوولین مربوط به عواقب تصمیماتی بود که بدون کار کارشناسی انجام می شود.

منبع: روزنامه ولایت قزوین

 


Copyright © ۲۰۰۹ Shakibzade.com All rights reserved
E-mail : info@shakibzade.com - Power by:Ghasedak ICT | پنل اس ام اس