کتاب آخرین وداع

کتاب آخرین وداع خاطرات ۷۲ تن از مادران شهدا می باشد که به بیان آخرین دیدار و وداع خود با فرزندان شهیدشان پرداخته اند.
این کتاب توسط نشر دانش امروز و در ۱۳۶ صفحه منتشر و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

کتاب آخرین وداع
کتاب آخرین وداع خاطرات ۷۲ تن از مادران شهدا می باشد که به بیان آخرین دیدار و وداع خود با فرزندان شهیدشان پرداخته اند.
این کتاب توسط نشر دانش امروز و در ۱۳۶ صفحه منتشر و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
در یادداشت آغازین کتاب آمده است: باید مادرباشی و شاهد تولد فرزندی تا بفهمی که وداع با او چقدر سخت است!
چقدر سخت است که عمری را به پایش بگذاری، خون دل بخوری تا همانند سرو قد بکشد، بعد درب تابوتی را باز کنند و بگویند این یک مشت پوست و گوشت و استخوان، همان عزیز دردانه ای هست که وقتی بود کسی جرأت نداشت به او بگوید بالای چشمت ابروست.
چقدر سخت است که عمری را با عزیزترین ات به سر کنی و طاقت دوری اش را حتی برای دقیقه ای نداشته باشی، اما امروز باور کنی که تا همیشه ی عمر باید در فراقش تنهای تنها باشی.
چقدر سخت است که پاره ی تن ات را پاره پاره کنند و تکه تکه هایش را امروز و شاید سالها بعد تحویل بدهند و تو نگاه کنی و دم بر نیاوری.
چقدر سخت است که خودت را و تکه های بدنت را توی تابوت چوبی که بر روی دستان مردم در حرکت است ببینی و نتوانی اشک بر چشمانت جاری کنی!
و چقدر سخت است که مادر باشی و از پیکر بی سر، مشتی استخوان، سر بی بدن و آخرین وداع عزیزترین ات بگویی،‌ حدیثی که باید سنگ باشد تا از شنیدنش آب نشود!
آخرین وداع، حدیث بی قراری هفتاد و دو مادر است به عدد شهدای کربلا، مادرانی که همراه با اشک و آه از آخرین وداع شان با عزیزترین خود گفتند.
استان قزوین با تقدیم سه هزار شهید و بیش از شش هزار جانباز و آزاده ی سرافراز، یکی از استان های پیشتاز در حماسه ی هشت سال دفاع مقدس می باشد که همزمان با حضور فعال و دایمی در جبهه های مختلف و عملیات های سرنوشت ساز، نقشی اساسی در تجهیز و کمک رسانی به مناطق مختلف جنگی داشته است.
مجموعه ای که پیش روی شماست نتیجه ی تلاش ارزشمندی است که در گفتگو با مادران گرانقدر شهدای استان قزوین حاصل گردیده است.
اغلب این گفتگوها در شرایطی انجام شده است که مادران شهدا در کنار قبور مطهر شهیدان شان حضور داشته و در حال دعا و درددل با عزیزان شان بوده اند.
اتفاقی که در این مجموعه افتاده است، سعی و تلاش اینجانب به نگارش یک دست و روایی خاطرات مادرانی است که حرف های خود را بیشتر در قالب ادبیات احساسی و گویش های متفاوت مطرح کرده بودند که سعی شده تا با حفظ کلیات، مطالب مطروحه از ادبیات یک دست برخوردار گردد.
امروز که شما این دفتر را می خوانید نمی دانم کدام یک از این مادران در قید حیاتند، اما باید باور داشت که اینان همانند فرزندان رشیدشان متنعم از برکات خوان گسترده ی خدای شهیدانند.
و این کتاب تقدیم به مادرم، مادری که تا آخرین روز حیات ش نتوانستم نحوه ی آخرین وداع اش را با پسر دلبند اش جویا شوم، چرا که هیچگاه طاقت دیدن اشکهایش را نداشتم.
او از جنس همین ۷۲ تن بود. مادری که تا آخرین روزهای حیات مهربانی هایش، تاب و توان دیدن آخرین عکس جگر گوشه اش که "قاسم" بود و در فتح خرمشهر، قهرمانانه بر روی خاک میهن اش افتاده بود را نداشت. مادری که به پابوس امام رضا(ع) رفته و خود شفایش را از او خواسته بود. شفایی که در کنار فرزند شهیدش بودن معنا می شد و چه خوب و زیبا جوابش را گرفت.
مادری که گرد سفر مشهدالرضا(ع) را از چهره نشسته، به پابوس سالار شهیدانی رفت که فرزند نوجوانش رفته بود.
و من ماندم با آن همه صبوری که شاید این کتاب با ذکر خاطره ی آخرین وداع مادرم منتشر شود که نشد و امروز در فراق اش شاهد انتشار آن با خاطرات سبز هفتاد و دو مادری هستیم که مادرم هستند و آسمانی!
در انتها برخود وظیفه می دانم که از همکاری و تلاش های ارزشمند سرکار خانم سمیه کریمی و فاطمه بیک، تشکر و قدردانی نمایم که اجرشان نزد خدای شهدای این مجموعه، محفوظ خواهد بود.


Copyright © ۲۰۰۹ Shakibzade.com All rights reserved
E-mail : info@shakibzade.com - Power by:Ghasedak ICT | پنل اس ام اس