عملیات کربلای ۴ از زبان ۶ کربلایی عملیات:
کربلا در عملیات کربلای۴

پس از آن که عبور از تنگه (محور اصلى عملیات) ناممکن شد، عبور از جزایر ام الرصاص و ام البابى، محور تلاش جبهه خودى قرار گرفت. اما در ساعت ‎ دو و سی دقیقه بامداد قرارگاه کربلا اطلاع داد که دهانه کارون از ناحیه پشت ام الرصاص، زیر آتش دشمن قرار دارد و همه قایق هاى حامل نیروهاى تیپ انصار الحسین آسیب دیده اند.
عملیات کربلای ۴ از زبان ۶ کربلایی عملیات:
کربلا در عملیات کربلای۴
حسن شکیب زاده
پس از آن که عبور از تنگه (محور اصلى عملیات) ناممکن شد، عبور از جزایر ام الرصاص و ام البابى، محور تلاش جبهه خودى قرار گرفت. اما در ساعت ‎ دو و سی دقیقه بامداد قرارگاه کربلا اطلاع داد که دهانه کارون از ناحیه پشت ام الرصاص، زیر آتش دشمن قرار دارد و همه قایق هاى حامل نیروهاى تیپ انصار الحسین آسیب دیده اند. فرمانده قرارگاه نوح نیز وضع تیپ ۳۳ المهدى را نامناسب گزارش کرد. علاوه بر این، در ساعت ‎دو و بیست دقیقه ی بامداد، فرمانده لشکر ۸ نجف شرایط یگان خود را در جزیره ام الرصاص سخت توصیف کرد و این در حالى بود که انهدام وسیع قایق ها به دست دشمن، امکان انتقال نیرو را به جلو با مشکل مواجه کرده بود. ضمن آن که تردد نیروها به دلیل آتش دشمن به سختى امکان پذیر بود. در ساعت دو و پنجاه و هفت دقیقه ی بامداد، لشکر ۷ ولى عصر (عج) اعلام کرد قایقى در اختیار ندارد و بخشى از جزیره سهیل را نیز پاکسازى نکرده است.
در شلمچه نیز، لشکر ۱۹ فجر و تیپ ۵۷ ابوالفضل توان حفظ پنج ضلعى را نداشتند و در محور بوارین نیز مشکل به وجود آمده بود. از این رو، در ساعت ۱۰/۶ صبح به قرارگاه نجف اجازه داده شد، عقب نشینى کند. اوضاع در قرارگاه دیگر نیز مساعد نبود، داخل جزیره ام الرصاص الحاق صورت نگرفته بود، لشکر ۲۵ کربلا نتوانست سرپل خود را در جزیره ام البابى توسعه دهد، لشکر ۸ موفق به پاکسازى هدف هاى خود در جزیره ام الرصاص نشد و تیپ انصارالحسین نیز نتیجه روشنى به دست نیاورد. یگان هاى دیگر نیز شرایط مشابهى داشتند. از این رو، فرماندهى با تشکیل جلسه اى دستور داد جزیره ام الرصاص حفظ شود و در محورهاى دیگر یگان ها عقب نشینى کنند.
اما در پى اظهار خوش بینى چند تن از فرماندهان و دریافت برخى خبرها، بار دیگر براى ادامه عملیات امیدوارى ایجاد شد و برخى تلاش ها نیز صورت گرفت، اما از حدود ساعت ۱۱ صبح، عراق علیه مواضع رزمندگان دست به پاتک زد و سرانجام در ساعت ۴۵/ ۲۳ دقیقه شب (چهارم دی)، توقف عملیات کربلای ۴ اعلام شد.

همه ی بچه ها نور بالا می زدند
سردار علی گلی پور، رزمنده ای است که در عملیات کربلای ۴ حضور فعال داشته و ماجرای تشکیل گردان قواصان و نحوه ی انجام عملیات کربلای ۴ را چنین تشریح می کند: رزمندگان قزوینی به دلیل نداشتن گردان مستقل از ابتدای جنگ در لشگرهای مختلف حضور داشتند، اما اوایل سال ۶۵ بود که یک سری از رزمندگان ناب جبهه ها که پیش از آن معمولا با لشکر نجف اشرف به جبهه اعزام می شدند، گردان حضرت رسول (ص) را تشکیل دادند، بچه هایی که اکثرا روحانی، طلبه، دانشجو و دانش آموز و در میان افراد هم سن و سال خود جزو افراد استثنایی محسوب می شدند.
در همان شرایط و درست ۹ ماه قبل از آغاز عملیات کربلای ۴ بود که با درخواست شهید احمد کاظمی فرمانده لشکر، گردان ما برای عملیاتی جدید انتخاب، سپس جهت آموزش ویژه به اصفهان اعزام شد.
گردان ما در اصفهان در پادگان افسریه سپاه پاسداران مستقر شده و در یکی از استخرهای شهر به آموزش شنا در سطح عالی پرداخت و پس از یکماه نیروها به مرخصی رفتند.
پس از اتمام مدت مرخصی به سد دز اعزام شدیم تا آموزشهای لازم قواصی و همچنین استقامت در آب تا طی مسیر ۱۳ کیلومتری را طی کنیم که در پایان این دوره همه ی بچه ها با موفقیت کامل دوره را گذرانده و سپس به مرخصی رفتیم.
در مرحله بعدی بایستی آموزش های مقاومت در کوهستانها را آموزش می دیدیم که به این منظور نیروهای گردان ما به تنگه مرصاد کنونی منتقل و در آنجا هم آموزشهای لازم سپری شده و نیروها به مرخصی رفتند.
پس از طی دوره مرخصی، برای گذراندن دوره ی آموزش عملیاتی در منطقه ای که قرار بود عملیات کربلای ۴ انجام شود اعزام شده و در سواحل مقابل "فاو" مستقر شدیم که تمامی نیروهای ۳گروهان نیز حضور داشته و برای آموزشهای شبانه و آشنایی با منطقه، آموزشهای لازم را سپری کردند.
آموزش ها، آموزشهای خاصی بود و بچه ها بایستی طول اروند را که بین ۹۰۰تا ۱۲۰۰ متر بود را با زدن "فین" طی کنند آن هم در مقاطع زمانی جذر و مد آب. روزهای آموزش همچنان سپری می شد و در حالی که جو معنوی خاصی در بین بچه ها حاکم بود، انگار همه برای پرواز آماده می شدند به طوری که هر کس که با این افراد روبرو می شد احساس می کرد اینها زمینی نیستند.
آموزش قواصی در ایام زمستان بود و آب اروند هم بسیار سرد. هر وقت یکی از گروهان ها که برای آموزش به آب می زد، بچه های گروهان های دیگر آماده پذیرایی آنها پس از خارج شدن از آب می شدند و آنها را با حوله و آب گرم و تعویض لباسهایشان یاری می کردند.
گلی پور ادامه می دهد: در بین رزمندگان این گردان ۳۵ نفر روحانی بودند که در راس آنها شهید سید باقر علمی قرار داشت. همچنین ۲۶ جفت برادر در این گردان بودند که کار را برای فرماندهان در تقسیم نیروها مشکل کرده بودند.
وی در تشریح این مطلب می گوید: در آستانه ی عملیات کربلای ۴ بایستی مجموعه ی نیروها در ۳ گروهان تقسیم می شدند و این در حالی بود که تنها نیروهای یک گردان مأموریت قواصی و انجام عملیات را در داخل آب داشتند و بقیه بایستی در دو گروهان دیگر و در گروههای آبی خاکی قرار گیرند و از طرفی اساس بر این بود که دو برادری ها یکی در گروه قواصان و دیگری در گروه آبی خاکی باشد و این در حالی بود که هر دو برادرها تمایل به حضور در گروه قواصان را داشته و اصرار داشتند که در عملیات همراه هم باشند.
برنامه های عملیاتی کربلای ۴ که ارایه گردید قرار شد بچه های گردان ها در محل تلاقی ۲ رود کارون و اروند مستقر شوند، لذا در نشستی که در زیرزمین گمرگ خرمشهر برگزار شد، دستورالعمل ها صادر و اعلام شد که تا شروع عملیات نبایستی سر و صدا و حرکت هایی انجام شود که دشمن متوجه ما و عملیات مربوطه بشود.
شب عملیات فرار رسید و بچه هایی که طی ۹ ماه بهترین و کامل ترین آموزشها را دیده بودند و اخوت و برادری روحانی خاصی در بینشان حاکم شده بود، توان دل کندن از یکدیگر را نداشته و در فضای معنوی و روحانی حاکم، یکدیگر را در آغوش گرفته و با همدیگر وداع می کردند. آنچه در این شب گذشت اصلا قابل توصیف و بیان نیست چرا که شهادت در بین آنان موج می زد و به عبارتی همه ی بچه ها نور بالا می زدند.
آنها به هنگام عبور از زیر قرآن، انگار روی پاهایشان قرارندارند و در آسمان سیر می کنند. همه سبک بال و عاشقانه و آماده ی پرواز، پروازی که سالها بود در انتظارش لحظه شماری می کردند.
گروهان ها در قالب گروه های مختلف آماده عملیات بودند، عملیات که آغاز شد، گروه هایی که مسیری طولانی تر داشتند زودتر حرکت کردند و گروه های بعدی، قواصان بودند که قرار بود از ۲ معبر به آب بزنند. در این میان به من و شهید فلاح شیروانی مأموریت داده شد که سوار قایق شده و بزنیم به خط دشمن، قایق ها آماده و سوار شدیم، درگیری که آغاز شد با دستور فرماندهان، ما هم حرکت کردیم در حالی که فرماندهان و اکثر رزمندگان خبر داشتند که عملیات لو رفته است.
با توجه به وضعیتی که پیش روی بود فکر می کردم که عملیات و حمله ما هیچ ثمری ندارد، اما وقتی فرماندهان دستور اکید دادند، موضوع را با الوالفضل فلاح شیروای مطرح کردم که او با روحیه ی بالایی که داشت مشتاق حمله بود که اشتیاق او به من هم روحیه داد، لذا او ابتدا با قایق حرکت کرد و به سمت دشمن رفت و اولین قایقی بود که در وسط آبها در تیررس قرار گرفته و دشمن قایق او را زد و در همین حال بی سیم هم قطع شد که متوجه شدم قایق رفته داخل آب. لذا ۴ قایق دیگر با نیرو فرستادیم که نیروهای یکی از قایق ها قواص بودند ولی متأسفانه آنها را هم وسط آب زدند که سرنشینان قایق مجبور به عقب نشینی شدند.

شب الوداع فرا رسید
برادر رزمنده، مرتضی افشار یکی دیگر از رزمندگان عمل کننده در عملیات افتخار آفرین کربلای ۴ است که در بیان خاطره ای توان جلوداری اشگهایش را ندارد. آنجا که می گوید: درجریان عملیات کربلای ۴، به عنوان یکی ازرزمندگان در گروهان حضرت ابوالفضل (ع) از گردان حضرت زهرا (س) به فرماندهی رحمت الله نبی آماده عملیات بودیم.
۳ گروهان فوق به ترتیب به نام های امام حسن(ع)، امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل(ع) مزین شده بود و اینجانب هم در گروهان سوم مستقر بودم. در طول دوران آموزش و آماده سازی نیروها برای حضور در عملیات کربلای ۴ بچه های گروهان آقا قمر بنی هاشم، حال و هوای خاصی داشتند و در تمام مراحل تلاش می کردند که به نوعی در کارها به ۲ گردان امام حسن (ع) و امام حسین (ع) کمک کرده و آنها را یاری کنند.
رزمندگان گروهان حضرت ابوالفضل(ع) با تاسی به یاران ابی عبدالله الحسین(ع) در کربلا، طوری عمل می کردند که انگار فدائیان ۲ گردان دیگر هستند به طوری که در شبهای دعا، برای رزمندگان گردانهای حضرت امام حسن و امام حسین، آب می آوردند، چای می ریختند و در آوردن غذا و غیره کمک آنها بودند و خلاصه نمی گذاشتند به آنها خیلی سخت بگذرد.
شب الوداع که دقایقی قبل از آغاز عملیات بود فرا رسید. رزمندگان در حال و هوایی کاملا عرفانی و روحانی یکدیگر را در آغوش کشیده و وصایای خود را به یکدیگر می گفتند و در نهایت برادر رحمت الله نبی در بین نیروهای گردان حاضر شد تا نقشه و برنامه های عملیات را برای بچه ها تشریح کرده و توضیح دهد.
ایشان ابتدا گفت بر اساس برنامه های تدارک دیده شده قرار است که با آغاز عملیات و شروع مأموریت گردان ما، ابتداگروهان امام حسن(ع) سپس گروهان امام حسین (ع) و در نهایت گروهان حضرت ابوالفضل (ع) به خط زده و در عملیات شرکت نمایند.
آقا نبی وقتی این تقسیم بندی را مطرح کرد حال و هوای بچه ها ی گروهان قمر بنی هاشم دگرگون شد و همهمه ای بپا شد و صدای اعتراض و ناله های بچه های این گروهان بود که فضا را پر کرده بود. در این بین شهید علی زرکشان در حالی که اشکهایش امانش را بریده بود، در دل تاریکی فضا، خطاب به فرمانده گفت: چرا شما با این کارتان می خواهیدگروهان ما را شرمنده بچه های گروهانهای امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بکنید. ما همیشه اعلام کرده و تا به حال هم نشان داده ایم که فدایی های بچه های این گروهان ها هستیم، پس باید اول ما وارد عملیا ت شده و سپس دو گروهان دیگر وارد عملیات شوند.
وقتی شهید زرکشان مطالبش تمام شد، بچه ها مجددا یکدیگر را در آغوش گرفته و فضا فضای کاملا معنوی و حزن انگیزی شده بود، به طوری که آقا نبی، فرمانده گردان هم با قبول پیشنهاد بچه های ما اعلام کرد که اولین گروهان عمل کننده، گروهان آقا قمر بنی هاشم خواهد بود و وقتی این را اعلام کرد خوشحالی و شادمانی بچه ها، فضا را فرا گرفت.

ما در عملیات شکست نخوردیم
و اما رزمنده ی بسیجی، برادر رضا حمیصی هم سردار بی نشانی است که دیدگاه متفاوتش را از این عملیات اینگونه بیان می کند: من بر خلاف خیلی از بچه ها، نظرم این است که ما در عملیات کربلای ۴ شکست نخوردیم، بلکه فاتح عملیاتی بودیم که دشمن با آگاهی از عملیات ما، منطقه ی عملیاتی را غیر قابل نفوذ کرده بودند.
در این عملیات و علی رغم آمادگی دشمن و با بکارگیری تمام اسلحه ها و مهماتی که داشت به میدان آمده بود و نیروهای بسیجی ما با علم به اینکه خطر بزرگی در کمین است، برای ورود به این عملیات لحظه شماری کرده و از هم سبقت می گرفتند. نیروهایی که ۹ ماه تمام آموزش دیده بودند و طی همین ایام و با فراگیریی تمام آموزش ها در دعاها و نماز هایشان هم حالتهای متفاوتی داشتند. حالاتی که زبان قاصر ازبیان آن می باشد.
حمیصی ادامه می دهد: شب عملیات کربلای ۴ شب با عظمتی بود، آن شب بچه ها خدا را به عین می دیدند، شبی که شب نور خدا بود و همه ی نیروها با آغاز عملیات بر بال ملائک شنا می کردند، نه برروی اروند! ما، در طول تاریخ جنگ به ویژگی ها و حماسه ی شهید حسین فهمیده زیاد پرداخته ایم، اما به جرأت می گویم که در عملیات کربلای ۴ ما ۳۰۰ حسین فهمیده داشتیم که داخل قایق های ساده و بدون دغدغه به سمت دشمن حرکت کردند. دشمنی که تا بن دندان مسلح بوده و خود را تجهیزکرده بود به انواع سلاح های نظامی و پیشرفته ی دنیا. در این عملیات دشمن با ایجاد موانع مختلف بر سر راه رزمندگان ما و ایجاد سنگرهای بتنی با ضخامت ۴۰ سانتی متری، شب عملیات را با شلیک انواع سلاح ها و بی وقفه، به روز تبدیل کرده بود.
آن شب با آغاز عملیات، همه ی فهمیده های ما فهمیدند که عملیات لو رفته و دشمن آماده ی حضور آنها در رود خروشان اروند است و اینگونه شد که رزمندگان ما با تبعیت از فرماندهان خود به خط دشمن زدند تا آبهای خروشان اروند، گواه صداقت و پایداری رزمندگان مظلوم ما در این عملیات باشند.
وی می گوید: موانعی که دشمن در این عملیات برای رزمندگان ما ایجاد کرده بود، موانعی غیر قابل نفوذ بود، اما با نفوذ رزمندگان ما و شکستن خط دشمن، دنیا اقرار کرد که بسیجیان دلاور ایران زمین با حرکتهای ارزشمند خود، معادلات نظامی دنیا را بر هم زده اند.

حرکت به سوی قتلگاه ابدی
رضا صدیقی ها، دیگر دلاور مردی است که از عملیات کربلای۴ می گوید: قبل از آغاز عملیات، فرماندهان می دانستند که این عملیات لو رفته است، اما رزمندگان درست با آغاز عملیات و ورود به قایق ها از موضوع با خبرشده و علی رغم اطلاع از این موضوع با انگیزه و شجاعت وصف ناپذیری به ادامه عملیات همت گماردند، در حالی که می دانستند حرکت آنها حرکت به سوی قتلگاه ابدی است.
از محل استقرارمان خارج شده و به اسکله که رسیدیم، حاج عبدالله عراقی منتظر ما بود و پس از راهنمایی ها و هدایت ایشان سوار قایق ها شده و به سمت جزیره ی ام الرصاص حرکت کردیم. قایق ها که حرکت کرد به محل غرق کشتی چینی در آبها نزدیک شدیم، در حالی که به واسطه ی هجمه ی آتش دشمن و منورهایی که از زمین و آسمان می ریختند، منطقه از روز روشن تر شده بود، لذا پس از طی مسیر و گذشتن از کشتی چینی، حجم آتش دشمن بیشتر شد که قایقران ما سرعت قایق را زیاد کرده و با سرعت بالا زد به ساحل پیش روی.
وی ادامه می دهد: به ساحل که رسیدیم ، حدود ۱۰ متری از آن به صورت باتلاق بود و گذشتن از آن با سختی فراوانی میسر شد، بعد از گذشتن از باتلاق با موانع بسیاری همچون سیم خاردارهای حلقوی و خورشیدی های بزرگ روبرو شده و همه ی آنها را پشت سر گذاشتیم تا به نخلهای کاشته شده بر سر راهمان برخورد کردیم، در حالی که دشمن با اطلاع از ورود ما به جزیره از ۳ طرف راست، چپ و عقب، آتش سنگیی را بر روی ما ریخت.
پنجاه متری وارد منطقه شدیم که آتش دشمن شدت یافت به طوری که حتی در حد مژه زدن چشم هم فاصله در شلیک های دشمن ایجاد نمی شد. این وضع و درگیریی ما با آنها ادامه داشته تا صبح که هوا قدری روشن شد و بچه ها نفسی تازه کرده و آرامشی نسبی در جزیره برقرار شد.

کربلای ۴ مقدمه ی پیروزی کربلای ۵
سردار احمد حیدری، جانشین گردان امام رضا (ع)، یکی از گردان های عمل کننده در عملیات کربلای ۴ است که معتقد است: عملیات کربلای ۴ مقدمه ی پیروزی های عظیم رزمندگان اسلام در عملیات کربلای ۵ بوده است، عملیاتی که از نظر زمینی، هیچ عقبه ای برای آن وجود نداشت.
وی می گوید: فرمانده محور قمر بنی هاشم، سردار شهید احمد الهیاری که سالار شهیدان این عملیات می باشد، در حال اعزام نیروها به سمت ام الرصاص (ص) بود که من و شهید اسماعیل عسگری به بالای ساختمان گمرگ رفته و از آنجا شاهد اعزام بچه های خودمان و هم تحرکاتی که دشمن در ام الرصاص داشت بودیم، به طوری که تمام تجهیزات و آمادگی آنها برای مقابله با رزمندگان ما کاملا محسوس بود.
حاج احمد از شب عملیات می گوید: آن شب باران رحمت الهی باریدن گرفته بود و شهید اسماعیل عسگری نوای گرم و روحانی اش بلند بود که امشب شهادت نامه عشاق امضاء می شود، فردا به خون عاشقان این دشت دریا می شود...

حجم آتش دشمن، آب اروند را داغ کرده بود!
رضا دولت آبادی، یکی از سرداران و راویان ۸ سال دفاع مقدس است که به واسطه ی حضورش در عملیات کربلای ۴ می گوید: شب عملیات کربلای ۴ از سالن زیرزمین گمرگ خرمشهر خارج شده و پس از طی مسیر لازم وارد آب شدیم. در داخل اروند و با توجه به طنابی که تهیه شده بود و هر نیم متر آن یک گره داشت، قرار بود بچه ها در داخل اروند از محل گره ها گرفته و در یک ستون حرکت کنند که بخاطر شدت آب، ستون متلاشی نشود، لذا افراد گروه، گره ها را گرفته و حرکت کردیم، کمی که به جلو رفتیم یکی از رزمندگان به واسطه ی شدت آتش دشمن به شهادت رسید و انتهای طناب رها شد.
به محل رهایی که رسیدیم به دلیل اینکه طناب جایی در داخل آب گیر کرده بود، امکان حرکت باطناب نبود، لذا به دستور شهید سید باقر علمی بچه ها طناب ها را رها کرده و در داخل آب به صورت پراکنده حرکت کردیم. کمی که جلوتر رفتیم به خاطر شدت آتش دشمن بر روی ما که یک لحظه آتش قطع نمی شد مجبور شدیم که به صورت شنا مسیر را طی کنیم در حالیکه به دلیل حجم زیادآتش بر روی ما، آب اروند داغ شده بود. در همین حال شهیدان رحیم صحراکارنیا و محسن زرینی گلوله ی آرپی چی به سمت سنگرهای دشمن شلیک کردند که متأسفانه به آنها اصابت نکرد و دشمن هم با شدت بیشتری بر روی ما آتش ریخت. به جلو که رفتیم نزدیک معبر شده و دیدم که شهید سید باقر علمی هم آنجا است در حالی که دایم گلوله بود که در اطراف سید وارد آب می شد، از سید خواستم که داخل معبر شود تا خطری او را تهدید نکند، اما قبول نکرد و از من خواست که وارد معبر شوم.
وارد معبر که شدم چون لباس قواصی داشتم توانستم ازسیم خاردارها عبور کنم، اما دشمن با پرتاب نارنجک به داخل ساحل باعث مجروحیت من شد. در همین حین نارنجکی که در دست داشتم داخلی یکی از سنگرهای دشمن انداختم و وقتی صدا و دود حاصل از انفجار آن بلند شد در یک لحظه دشمن متوجه من شده و به مدت ۲۰ دقیقه ای در محل استقرار من گلوله های مختلفی ریخته شد که موجب زخمی شدن بیشترم گردید.
تا آن زمان تنها کسی که وارد ساحل شده بود من بودم که در همین لحظات دیدم رضا کبیری که کتفش تیر خورده بود به طرفم آمد و نارنجکهایش را در اختیار من قرار داد.
حدود یک ربعی در داخل یکی از سنگرها پناه گرفتیم، اما در همین لحظات رضا کبیری به شهادت رسید و من نیز به سمت ساحل خودمان حرکت کردم.
....................... آن روز دستور عقب نشینی به نیروها صادر شد اما در همین فاصله ی کوتاه بیش از یکصد تن از بهترین و عزیزترین فرزندان این استان شهیدپرور، مظلومانه به دیدار محبوب خود شتافتند و جاماندگان از این قافله ی سرخ، با هزاران درد و اندوه به خانه هایشان بازگشتند تا فرصتی دوباره........

Copyright © ۲۰۰۹ Shakibzade.com All rights reserved
E-mail : info@shakibzade.com - Power by:Ghasedak ICT | پنل اس ام اس