کتاب «آقاجون

جلد دوم از مجموعه چهار جلدی خاطرات مرتبط با سید آزادگان، سید علی اکبرابوترابی، با عنوان آقاجون و به قلم حسن شکیب زاده منتشر شد.
در این کتاب، خاطرات جالب و خواندنی اکبر رحیمی، مشاور و همراه سید آزادگان در قالب پنجاه خاطره خواندنی بیان شده است.

کتاب آقاجون توسط معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران و با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قزوین منتشر شده است.
عنوان آقاجون بر گرفته از تکیه کلامی است که حجت الاسلام والمسلمین، سیدعلی اکبر ابوترابی دوستانئ و آشنایان را با آن خطاب می کرد.
این کتاب در ۸۰ صفحه و شمارگان ۳ هزار نسخه، توسط انتشارات اندیشه زرین به چاپ رسیده است.
فرقون! یکی از خاطرات این کتاب است:
مادر حاج آقای هاشمی رفسنجانی فوت کرده بودند و ما هم داشتیم برای شرکت در مراسم فاتحه ایشان به مدرسه عالی شهید مطهری می رفتیم.
پارکینگ مربوطه را برای حضور شخصیت ها در مراسم فوق، رده بندی کرده بودند، اسم حاج آقای ابوترابی هم با توجه به سمت هایی که داشتند در رده ی دوم، یعنی وزرا، سفرا و ... قرار گرفته بود و باید ماشین ایشان در آن ردیف پارک می شد.
آن روز من راننده یک دستگاه پیکان قراضه ی مربوط به یکی از آزادگان بودم که حاج آقا هم کنار من نشسته و داشتیم وارد پارکینگ می شدیم.
همینکه خواستیم وارد شویم، بچه های سپاه تهران که حفاظت مکان را بر عهده داشتند، از دور حاج آقا را دیدند و یکی از آنها فریاد زد، در را باز کنید سند افتخار جمهوری اسلامی با فرقونش آمد و هر یک از پاسداران هم چیزی گفتند و در نهایت ما که وارد شدیم و همه پاسداران هم دور ماشین حاج آقا را گرفتند و طوری حاج آقا را می پرستیدند که انگاری می خواهند ماشین حاج آقا را روی چشمهایشان بگذارند.
خلاصه ما وارد شدیم و تنها ماشینی که بین همه ی آن ماشین ها تابلو بود،‌ ماشین حاج آقا بود که پاسداران آمدند و ماشین را بردند یه گوشه ای که دیده نشود، مخفی کردند تا مجلس تمام شود.

Copyright © ۲۰۰۹ Shakibzade.com All rights reserved
E-mail : info@shakibzade.com - Power by:Ghasedak ICT | پنل اس ام اس